إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٢٣ - سفارش مؤلف
مىطلبند، اى داود كسى كه شب را عبادت مىكند و مردم در خوابند، فقط براى رضايت خاطر من است، من نيز به فرشتگان امر مىكنم كه بر ايشان استغفار نمايند و بهشتم مشتاق ديدار و پذيرايى از آنهاست و هر تر و خشكى بر ايشان دعا مىكند، اى داود[١] گوشدار آنچه را كه مىگويم و حتى مىگويم كه من، از بنده گنهكار به خودش مهربانترم و من بيشتر او را دوست مىدارم، تا او مرا و من از او شرم بيشترى دارم، تا شرمى كه او نسبت به من دارد.
سفارش مؤلّف
بدان اى برادر كه شب و روز بيهوده نمىگذرد و از مسير خود فرار نمىكنند، بلكه از سيرشان عمر انسان مىكاهد و چون ساعات و لحظاتى بيش نيستند، پس اگر لحظهاى از آنها را به لهو و لعب مشغول شدى، و با خود گفتى كه لحظه ديگر به نماز و ذكر خدا مشغول مىشوم، بايد دانست كه روز را در غفلت سپرى كردهاى و هر گاه شب فرا رسد و تو همه آن را به خواب بگذرانى، از كسانى محسوب مىشوى كه خيرى در آنها نيست، نه در روز و نه در شب، و اگر كسى چنين باشد، مرگ برايش بهتر از زندگى است، زيرا دلت مرده، و خيرى در آن زندگى كه دلت مرده باشد و جسمت متحرك، وجود نخواهد داشت خدا پاداش دهد به شاعرى كه گفته است:[٢]
[١]
ُ قال اللَّه يا داود: اسمع ما اقول و الحقّ اقول انّى ارحم بعبدى المذنب من نفسه لنفسه و انا احبّ عبدى ما يحبّنى و استحيى منه ما يستحيى منّى.
[٢]\sُ أ يقظان انت ام انت نائم\z و كيف يلذّ اليوم حيران هائم\z فلو كنت يقظان الغداة لحرقت\z مدامع عينيك الدموع السواجم\z نهارك يا مغرور لهو و غفلة\z و ليلك نوم و الرّدى لك لازم\z و سعيك ممّا سوف تكره عنده\z و عيشك في الدّنيا كعيش البهائم\z تسرّ بما يفنى و تفرّج بالمنى\z كما سرّ باللّذات في النوم حالم\z فلا انت يقظان يقظان في ذكر\z و لا انت في النوم ناج و سالم\z\E