إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٨١ - اندرز پيامبر
و تظاهر به دين طلب كنند.
«عبد اللَّه بن عباس» گفت: زمانى برسد كه سنّت در ميان مردم بميرد و بدعت زنده گردد، سوگند به خدا هلاكت مردم به دست علماى بد صورت مىگيرد كه بر سر راه آخرت مىنشينند و مردم را از عمل براى آن باز مىدارند و (با عمل خود) در دلها ايجاد شك مىكنند، مثال اينان همانند مرد تشنهاى است كه تشنه باشد و كوزه پر آبى را ببيند و بخواهد از آن بياشامد، و كسى به او بگويد: از اين آب ننوش زيرا مارى در آن نهفته و تو را مىگزد و آن را از سمّ پر كرده؟! پس آن مرد تشنه آب ننوشد، سپس گوينده خود از آن بنوشد و تشنه گويد: اگر مار در آن بود، اين مرد از آن آب نمىنوشيد (پس معلوم است كه دروغ مىگويد) و وضع مردم با علماى بد همين گونه است كه مردم را به زهد در دنيا دعوت مىكنند و خود به آن روى مىآورند، و مردم را از رفتن به نزد واليان و تعظيم به آنها باز مىدارند، ولى خود بر خلاف آن عمل مىكنند و واليان را تمجيد كرده و افعالشان را در نظرشان خوب جلوه مىدهند و وعده نجات به او مىدهند، بلكه بالاتر مىگويند خوابها ديدهايم كه شما در مقامهاى بالا قرار داشتيد و نزد خدا مقرّب و معززيد، پس به اين وسيله آنها را مىفريبند و مغرور مىسازند و كلام خدا را فراموش مىكنند كه مىفرمايد:
إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ[١]: نيكوكاران را در بهشت و بدكاران در دوزخاند.
و: ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَ لا شَفِيعٍ يُطاعُ[٢]: در قيامت ستمكاران دوست و ياور و شفيعى ندارند كه بر ايشان شفاعت كند.
[١] انفطار/ ١٢- ١٣.
[٢] مؤمن/ ١٨.