إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٣ - سير و سلوك و بينش سياسى و اجتماعى و ادبى مؤلف
جسمم شده، و مرا در غم و حزن جانكاه و دائم فرو برده، و از خانواده و فرزند، بازداشته است، به طورى كه اشكم جارى، و ناله جانسوز بين گلو و سينهام بلند است، اى سرور و مولاى من! اندوه پرسوز مرا با خنكى عفو و بخششت، خنك كن، و با گستردگى رحمت و آمرزشت، اندوهم را برطرف ساز، چرا كه من جز از خوف تو آرام نگيرم، و جز در پرتو فروتنى در برابر عظمت تو، عزيز نمىشوم، و جز در پرتو اطمينان و توكّل به تو رستگار و پيروز نمىگردم، اى مهربانترين مهربانان.»[١] از بينش سياسى و اجتماعى علّامه ديلمى اينكه: در كتاب «غرر الاخبار» خود در ذكر اختلافات سران كشورهاى اسلامى پس از انقراض سلسله عبّاسيان در سال ٦٥٦ ه ق، مىنويسد: «اختلاف و كشمكش شديد سران كشورهاى اسلامى باعث ضعف و ناتوانى مسلمانان، و تقويت كافران شده است و اين موضوع بسيار نگرانكننده است ... تا جايى كه حدود صد سال است كه مسلمانان به دست كافران كشته مىشوند، و اموالشان در چنگال آنها به يغما برده مىشود، به هوش باشيد، و با اتّحاد و به هم پيوستگى، نگذاريد كافران بر شما مسلّط گردند.»[٢] از ويژگىهاى علّامه ديلمى، آگاهى به هنر و فنون ادبيّات بود، چنان كه اين موضوع در شيوه نويسندگى و اشعار و فرازهاى بيان شيوايش، به روشنى آشكار است، به عنوان نمونه در يكى از اشعارش، چنين گويد:
|
«لا تنسوا الموت في غمّ و لا فرح |
فالموت ذئب و عزرائيل قصّاب؛ |
|
: مرگ را در هنگام اندوه و هنگام شادى، در هر حال فراموش نكنيد، مرگ گرگ است، و عزرائيل قصّاب مىباشد.»
[١] اعيان الشّيعه، ط جديد، ج ٥، ص ٢٥١.
[٢] همان، ص ٢٥٠، الذّريعه، ج ١، ص ٧١٥.