إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٢٨ - باب يازدهم توبه و شروط آن
براى كسانى كه كارهاى بد را انجام مىدهند، و هنگامى كه مرگ يكى از آنها فرا مىرسد مىگويد: الآن توبه كردم! توبه نيست،[١] و نه براى كسانى كه در حال كفر از دنيا مىروند.
٤- وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ[٢] اوست كسى كه از بندگانش توبه را مىپذيرد و از گناهان درمىگذرد.
٥- غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقابِ[٣]: بخشنده گناه و پذيرنده توبه و داراى عذاب سخت است.
پس توبه در واقع واجب است، هم توبه از ارتكاب گناه و هم توبه از سستى در انجام واجبات.
اگر توبه مربوط به حقّ خدا باشد مانند نخواندن نماز و ترك روزه و حجّ و زكات و ساير حقوق واجبه الهى كه مربوط به خود انسان و بدن او مىشود، در صورت قدرت، انسان بايد هر چه زودتر توبه را انجام دهد و از اخلال در امر واجبات پشيمان باشد و تصميم بگيرد كه ديگر آن كارها را تكرار ننمايد و اگر توبه مربوط به حق مردم باشد، بايد حق را به صاحب آن برگرداند و اگر مرده باشند، حق را به ورثه آنها بدهد.
و اگر حق از بين رفته، مشابه آن را بدهد،[٤] (مثلا گندم بوده و خورده شده، بايد پول آن را به صاحبش برگرداند) و اگر صاحب حق وارث ندارد، در صورت دانستن مقدار آن، از سوى
[١] علّامه شعرانى: الاشراط جمع شرط بالتحريك و هو العلامة: اشراط جمع شرط به معناى نشانههاى مرگ است.
[٢] شورا/ ٢٤
[٣] مؤمن/ ٢
[٤] علّامه شعرانى: فمثله: يعنى اگر مال به عينه موجود نيست مثل آن را بدهد.