ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٩ - ٢ - شرح حديث غدير
فرمود هر كس را من مولى و آقا هستم على مولى و آقاى او است، و فرمود بار خدايا دوستش را دوست دار و دشمنش را دشمندار و واگذارش را واگذار و يارىكنندهاش را يارى كن، اكنون ما در معنى فرموده او كه آيا من از خود مؤمنين بدانها اولى نيستم تدبر ميكنيم سپس در معنى هر كس را من مولى هستم على مولى است تدبر ميكنيم، هر چه معانى مولى در زبان عرب دارد ملاحظه ميكنيم و موقعيتى را كه پيغمبر براى آن مردم را جمع ميكند و نطق ميكند و بدان اهميت ميدهد ملاحظه ميكنيم و موقعيتى را كه پيغمبر براى آن مردم را جمع ميكند و نطق ميكند و بدان اهميت ميدهد ملاحظه ميكنيم البته نمىشود چيزى باشد كه مردم آن را دانستهاند و بخواهد براى آنها با اين مقدمات آن را تكرار كند و نميشود سخن بيهوده و بيمعنائى ادا كرده باشد چون بازىگرى مىشود و بازيگرى به رسول خدا روا نيست، اكنون تمام معناهاى لفظ مولى را در زبان عرب بيان ميكنيم:
١- آقاى بنده كه او را خريد و فروش ميكند.
٢- بنده آزاد شده.
٣- آقاى بنده آزاد شده، اين سه معنى براى اين لفظ نزد خاص و عام مشهور است ولى قطعا هيچ كدام در اين خطبه مقصود پيغمبر نبوده و ممكن نيست مقصودش از جمله هر كس را من مولى هستم على مولا است يكى از اين سه معنا باشد زيرا پيغمبر مالك فروش مسلمانان نبود و آنها را از بندگى آزاد نكرده بود و مسلمانان هم آن حضرت را آزاد نكرده بودند.
٤- پسر عم چنانچه شاعر عرب گفته اى عموزادگان مدارا كنيد اى موالى ما سهل بگيريد، چرا كينه ديرينه را اظهار ميكنيد:
٥- عاقبت و سرانجام كار.
٦- دو ور چيزى چون پس و پيش آن شاعر عرب گفته:
|
خود را قربان دو جوجه كرد و ناله كشيد |
زيرا از پس و پيش در پيرامون هراس بود |
|