ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٩٥ - ٢٨ - ديوانه كسى است كه شش خصلت در او باشد
كلمن كاف در كلام خدا تغيير و انحرافى نيست و جز حضرت او پشتيبانى نمىيابى. لام رفت و آمد اهل بهشت است براى ديدن و زنده باد گفتن و سلام كردن بيكديگر و سرزنش كردن دوزخيانست همديگر را.
ميم سلطنت خداست كه زوالى ندارد و هميشه بودن خداست كه پايانى ندارد. نون نونست و قلم و آنچه مينگارند قلم قلميست از نور و كتابى است از نور در لوح محفوظ كه فرشتگان مقرب بر آن حاضر و گواهند و همان خداى يكتا گواه آنست و گواهى خدا براى آن بس است.
سعفص صاد پيمانهاى به پيمانهاى يعنى پاياپاى است و بهمان دست كه ميدهى ميگيرى و آنچه ميكارى ميدروى خدا براى بندگان ستمى نميخواهد.
قرشت مردم را جمع آرى و زنده ميكند و در عرصه قيامت واميدارد و بدرستى ميان آنها حكم ميكند و در دادگاه خدا ستمى بر آنها نميشود، من آنچه در معنى ابجد و تفسير حروف الف باء روايت دارم در كتاب معانى الاخبار ضبط كردهام.
٢٨- ديوانه كسى است كه شش خصلت در او باشد
امام يكم فرمود رسول خدا بر جمعى گذشت و فرمود براى چه گرد هم فراهم شديد؟ عرضكردند يا رسول اللَّه اين ديوانهايست كه غش ميكند و ما بر گرد او جمع شديم، فرمود اين ديوانه نيست بلكه بيمار است، سپس فرمود شما را از ديوانه حقيقى آگاه نكنم؟ عرضكردند چرا يا رسول اللَّه، فرمود ديوانه آنست كه از روى تكبر راه ميرود و با گوشه چشمش نگاه ميكند و شانههاى خود را از سر بزرگى ميجنباند و با آنكه گناه خدا را ميورزد آرزوى بهشت از خدا دارد، از شرش آسوده نيستند و بخيرش اميدى نيست اينست ديوانه ولى اين بيمار و گرفتار است