ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٧٧ - ٧٧ - كلماتى كه خداوند ابراهيم را با آنها امتحان كرد و خوب امتحان داد ٥ است
گرفته كه هرگز قصد گناه نميكند و اينها اخص از خواصند و اگر خصوصيت بيشترى هم فرض ميشد آن هم در امام شرط بود.
خدا حضرت عيسى را از ذريه و نژاد ابراهيم شمرده با آنكه پسر دختر او بوده، چون خدا پسر دختر را ذريه دانسته و ابراهيم هم براى ذريه خود درخواست امامت كرده بر پيغمبر هم لازم بود كه مطابق روش حضرت ابراهيم امامت را در ذريه معصوم خود قرار دهد و از او پيروى كند چون كه خدا باو دستور داد از ملت حنيف ابراهيم پيروى كن و اگر مخالفت ميكرد در زمره كسانى بود كه از ملت ابراهيم رو گردانيدهاند و مشمول گفته خداى عز و جل ميشد كيست كه از ملت ابراهيم رو گرداند مگر كسى كه خود را سفيه شمرد، خدا از اين كار غدقن كرده و پيغمبر را برتر از آن شمرده است و (در سوره آل عمران آيه ٦٨) فرموده وابستهترين مردم بابراهيم هم آنانند كه از او پيروى كردهاند و اين پيغمبر است و كسانى كه گرويدند و امير مؤمنان پدر ذريه و نژاد پيغمبر بود كه امامت را در او و در فرزندان او نهاد، خدا (در سوره بقره آيه ١١٤) فرمود عهد خلافت از طرف من بظالمان نميرسد مقصودش اين است كه هر كسى بتى و معبود باطلى را پرستيده يا يك چشم بهمزدن مشرك بخدا بوده شايسته امامت نيست اگر چه بعد از آن هم مسلمان شود، ظلم آنست كه چيزى را در غير جاى خودش قرار دهى بزرگترين ظلم شرك است خدا فرموده شرك ظلم بزرگى است و همچنان كسى كه مرتكب حرامى شود چه كوچك باشد چه بزرگ شايستگى و لياقت امامت را ندارد و اگر چه بعد از آن هم توبه كند، كسى كه خود حد به گردن دارد نميتواند بر ديگران حد زند و يكى از وظائف امام حد زدنست بنا بر اين بايد معصوم باشد و عصمت او جز بنص خدا از زبان پيغمبرش معلوم نميشود زيرا عصمت وصفى نيست مانند