ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٦٣ - شرح
٤٨- يك گاو قربانى براى پنج كس كفايت ميكند-
چون كسانى كه در بنى اسرائيل مأمور بكشتن گاو شدند پنج كس بودند. حسين بن خالد گويد از امام هفتم پرسيدم يك شتر قربانى از چند كس كافى است؟ فرمود از يكى، گفتم يك گاو؟ فرمود از پنج كس بشرط آنكه سر يك سفره نان بخورند، گفتم چگونه شتر براى بيش از يكى كافى نيست و گاو از پنج كس كافى است؟ فرمود براى آنكه در شتر جهتى را كه گاو دارد نيست براستى آنان كه قوم موسى را به گوسالهپرستى واداشتند پنج بودند از يك خانواده كه سر يكسفره ميخوردند و آنها اذينوه و برادرش ميذويه و برادر زاده او و دخترش و زنش بودند و آنها هم آنانند كه خدا دستور داد گاو بكشند و كشتند مصنف اين كتاب گويد اين حديث چنين است و من براى آنكه مضمونش پنجگانه است آن را ذكر كردم ولى فتواى من در موضوع شتر قربانى اينست كه از هفت كس كافى است و گاو هم از هفت كس كافى است اگر چه از يك خانواده نباشند زيرا اين حكم مضمون اخبار ديگريست و با اين خبر مخالف نيست زيرا اين روايت ميگويد شتر قربانى از يك تن كافى است و روايت ديگر ميگويد از هفت تن كافى است چنانچه روايتى كه ميگويد گاو از پنج كس كافى است منافات ندارد يا اينكه از هفت هم كافى باشد بحكم روايت ديگر چون كه اين روايت نميگويد براى بيش از ٥ كافى نيست.
شرح
مقصود اينست كه اين روايات نص و ظاهرند روايتى كه گويد شتر از يكنفر كافى است، ظاهرش اينست كه از زياده كافى نيست ولى روايت كفايت از هفت نص است و بر اين ظاهر مقدم است چنانچه اين روايت كه ميگويد گاو از پنج كس كافيست ظاهر در عدم كفايت از بيش است و روايت هفت نص است يا مقصود اين است كه دلالت اين روايت بر عدم كفايت از زائد بمفهوم عدد است و آن حجت نيست و منافات ندارد با روايت كفايت از زائد ولى انصافا دلالت اين روايت بر عدم كفايت شتر قربانى از بيش از يكنفر بملاحظه علتى كه ذكر شده و استفسارى كه راوى نموده بسيار قوى است و بهتر آنست كه اين روايات مختلفه حمل بر مراتب فضيلت گردد زيرا موضوع اين حكم قربانى مستحبى است