ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٤١ - ١٣٠ - گفتار خداى عز و جل بابراهيم چهار پرنده بگير و بسوى خود بكش
آنست كه در هر ساعتى شكرگزارى شود، همه پيغمبران هم جانشينان خود را همين طور دستور دادند كه روزى كه وصى پيغمبر در آن منصوب مىشود روزه بگيرند و عيد كنند، هر كس اين روز را روزه دارد بهتر است از عمل شصت سال،
١٣٠- گفتار خداى عز و جل بابراهيم چهار پرنده بگير و بسوى خود بكش-
امام ششم در تفسير گفته خداى عز و جل چهار پرنده بگير و بسوى خود كش سپس هر پارهاى از آنها بر كوهى بنه الآية (سپس آنها را بخوان تا شبانه نزد تو آيند آيه ٢٦٠ بقره) فرمود هدهد و جغد و طاوس و كلاغ را گرفت و سر بريد و سر آنها را كنار گذاشت و تن آنها را با گوشت و پر و استخوان در هاون كوبيد تا در آميختند سپس آنها را ده تيكه كرد و بر ده كوه نهاد، سپس آب و دانهاى نزد خود گذاشت و نوك آنها را ميان انگشتانش گرفت و گفت باذن خداى عز و جل شتابانه نزد من آئيد اجزاء گوشت و پر و استخوان هر كدام بسوى هم در پرش آمدند تا تنها چنانچه بودند درست شدند و هر تنى آمد تا بگردن خود چسبيد كه سرش در آن بود و نوكش بدست ابراهيم بود، ابراهيم نوكهاى آنها را رها كرد يك بار روى پاى خود ايستادند و از آن آب نوشيدند و از آن دانهها برچيدند، سپس گفتند اى پيغمبر خدا ما را زنده كردى خدا تو را زنده كند ابراهيم فرمود، بلكه خدا زنده ميكند و ميميراند اين تفسير ظاهر آيه است؛ امام فرمود تفسير باطن آيه اينست كه چهار تن از سخنفهمان را درياب و علم خود را به آنها سپار و آنها را به اطراف بفرست تا