ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٤ - رابطه روحانى شيخ صدوق با رجال سياست معاصر خود
|
چند كسان در شما نمودندم تكفير |
مغز همه كوفتم به گرز شجاعت |
|
|
كردمشان از دليل و حجت سركوب |
رانده و دم كنده پر زدند بساعت |
|
|
زاده عباد در پناه شما باد |
باد شما را بر او نگاه عنايت |
|
|
چند بمدح شما چكامه سروده |
چون پر طاوس در نگار و ظرافت |
|
|
دارد اميد از شما كه واسطه گرديد |
تا كه خدايش دهد بخلد مكانت |
|
|
خواند هر آن كس چنين قصيده غراء |
گفت بكاغذ فشانده در فصاحت |
|
|
شاعر آن پادشاه كشور شعر است |
همچو سليمان در بساط بلاغت |
|
|
بار خدايا به آرزو برسانش |
طوس برش تا كند امام زيارت |
|
اين جملههاى چندى كه شيخ صدوق در وصف عقيده و ايمان صاحب بن عباد گفته عقيده محكم و ايمان راسخ او را خوب آشكار ميكند و از كلامش بر مىآيد كه رابطه او با صاحب تنها بر اساس معنويت استوار بوده و رجال بزرگ از افكار بلند او استفاده ميكردهاند و از او پيروى مينمودهاند و شيخ صدوق فقط از راه تأليف كتب و تعليمات عمومى و مذهبى خود با آنها سر و كار داشته و جز معنويات در اين ميانه سر و سرى نبوده و شايد يك علت مسافرتهاى طولانى و متعدد شيخ هم تقليل آميزش و اختلاط با رجال عصر خود بوده كه البته همه در اخلاص و ديانت در پايه صاحب بن عباد نبودهاند اكنون ما برنامه مكتب شيخ صدوق را در چهار فصل خلاصه ميكنيم و بنظر خوانندگان محترم ميرسانيم تا متوجه شوند اين مكتب بزرگ مذهبى چگونه شالوده و اساس خود را محكم و استوار ريخت تا توانست اصول عقايد و ايمان را منظم و خلاصه كند و از تشتت و آلودگيهاى افكار كج و خطاكار تصفيه نمايد.
چگونه توانست شعب و دستجات پراكنده مذهب شيعه را در يك جامعه آبرومند و بزرگ منحل نمايد و مليت يك نواختى ميان اين دستجات جدا جدا بوجود آورد.
چگونه توانست اساس تعليمات مذهب را عمومى كند و در دسترس همه افراد بگذارد چگونه توانست دولتهاى طرفدار شيعه را بنفع دين و مذهب تقويت كند و مخالفين حق را بنيروى آنها سركوب كند.
اينها درسهائى است كه امروز براى ما بسيار مفيد و لازمست بلكه بايد گفت اگر بخواهيم اين ضعف و سستى دينى، اين انحطاط اخلاقى روز افزون، اين تلاشى ملى خود را چاره كنيم راهى بهتر و نزديكتر از پيروى اين روش و تجديد اين برنامه و احياء مكتب صدوق نداريم.