ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢١٣ - ٥٥ - مايه زندگى و پايش انسان چهار چيز است و آتش چهار قسم است
جرب محشور مىشود،
شرح
قطران روغن سياه و بدبوئى است و جرب مرضى است جلدى مانند كچلى كه بر شتر و گوسفند عارض مىشود و غالبا با روغن قطران آن را معالجه ميكنند و چون اين روغن بدبو را بر آن بمالند زخم بد نما و بسيار زشت و تنفر آور مىشود و اين نمايش زشت روز قيامت زن نوحه گر است كه در مجلس سوگوارى نوحهسرائى ميكند.
٥٤- سازمان جسد از چهار چيز است-
امام ششم فرمود سازمان جسد از چهار چيز است، روح، خرد، خون و تنفس چون روح از تن در آيد خرد دنبالش برآيد و چون روح چيزى بيند خرد آن را برايش نگهدارد ولى خون و نفس بر جاى خود بمانند.
شرح
ظاهرا منظور بيان خوابيست كه ديده مىشود و سبب آن اينست كه روح و خرد در حال خواب از تن بيرون ميروند و گردش ميكنند و مشاهدات آنها خوابيست كه ديده مىشود ممكن است مقصود بيان مطلق تفكر باشد و از اين روايت استفاده مىشود كه روح و خرد هم جسمانى هستند چنانچه رأى متكلمين است.
٥٥- مايه زندگى و پايش انسان چهار چيز است و آتش چهار قسم است-
امام ششم فرمود مايه هستى انسان و پايندگى او بچهار است بآتش و نور و باد و آب، خوردن و آشاميدن در اثر آتش است و با نور ميبيند و ميفهمد و با باد ميشنود و ميبويد و با آب لذت خوراكى و آشاميدنى را دريافت كند اگر در معده آدمى حرارت آتش نبود خوراكى و آشاميدنى را هضم نميكرد، اگر چشمش نور نداشت نمىديد و نمىفهميد، اگر باد نبود آتش شكم افروخته نمىشد، اگر آب نبود لذت خوراكى و آشاميدنى را دريافت نميكرد، گويد از آن حضرت از آتشها پرسيدم، فرمود آتشها چهارند آتشى كه ميخورد و مينوشد و آتشى كه ميخورد و نمينوشد و آتشى كه مينوشد و نميخورد و آتشى كه نمىخورد و نمىآشامد، آتشى كه ميخورد و مينوشد آتشى است كه در بنى آدم و هر حيوانى است و آتشى كه ميخورد و نمينوشد آتش هيزم است و آتشى كه مينوشد و نميخورد آتش درختست و آتشى كه نميخورد و نمينوشد آتش سنگ چخماق و حباحب است (حباحب مرد بخيلى بوده كه از ترس آمدن مهمان آتش ضعيفى روشن ميكرده و