ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٧٤ - شرح
شرح
مؤمن آل يس همان حبيب نجار است كه در انطاكيه اول بار بفرستادگان شمعون الصفا وصى عيسى كه رتبه پيغمبرى داشتند ايمان آورد در تفسير كاشفى گويد جيب نجار در بيابان چوپانى گوسفندان مىكرد كه رسولان باو برخوردند از آنها پرسيد براى چه آمديد گفتند براى دعوت گمراهان به خداپرستى، از آنها دليل خواست، پسر بيمار او را شفا دادند و بآنها ايمان آورد و او را صاحب يس خوانند.
٢٠٠- ثواب كسى كه سه دختر دارد و بر آنها صبر كند
پيغمبر فرمود كسى كه سه دختر دارد و بر سختى و مشقت تربيت و نگهدارى آنها صبر كند در روز قيامت حجاب او باشند.
٢٠١- سه چيز پيش خداى عز و جل روز قيامت شكايت كنند
جابر گويد از رسول خدا شنيدم ميفرمود روز قيامت سه تا جلو مىآيند و شكايت ميكنند قرآن و مسجد و خانواده پيغمبر، قرآن ميگويد پروردگارا مرا تغيير دادند و پاره كردند؛ مسجد گويد پروردگارا مرا بيكاره گذاردند و ضايع كردند؛ خانواده پيغمبر عرض ميكنند پروردگارا ما را كشتند و راندند و آواره كردند، پيغمبر گويد من براى احقاق حق اينها زانو ميزنم، تا با مرتكبين اين خيانتها محاكمه كنم خداى جل جلاله ميفرمايد بمن كه من سزاوارترم باين كار.
شرح
ظاهرا مراد از مسجد مسجد پيغمبر است كه در حقيقت مركز حكومت اسلامى بود و بايد از آن عدالت و احكام حقيقى قرآن بهمه جهان پراكنده شود و طرف اينسه چيز غاصبين خلافت اسلاميند كه قرآن را برأى خود تفسير كردند و احكام آن را كه متضمن نظام عدالت عمومى بود پاره پاره كردند و استفاده از مزاياى آن را بعرب و باشراف قريش و بنى اميه اختصاص دادند و ديگران را محروم كردند با اينكه قرآن برابرى و برادرى را براى همه بشر آورده و همه نژادها و تيرهها در پيشگاه او برابر و فضيلت وابسته تقوى است كه مقدمه آن دانش است، پس تحريف و پاره كردن قرآن از زمان ابو بكر بدست حزب عمرى آغاز شد و عمر در طول مدت خلافت خود جامعه اسلامى را طبقه طبقه كرد و عربها را طبقه اشراف قرار داد و بر سر مردم مسلط كرد و قانونهائى وضع كرد كه مسلمانان عجمى نژاد را از حقوق اجتماعى كنار كرد و بهمدستى هم حزبهاى خود نظامات عمومى اسلام را تيكه تيكه نمود و در دوره بنى اميه كه بخلافت عثمان آغاز شد اين نظريات عمرى باوج ترقى رسيد و دوره صد ساله خلافت بنى اميه آنها را برنامه اساسى حكومت خود قرار داد و باندازهاى در آن پافشارى كرد كه قرآن و اسلام جز سلطنت ديكتاتورى نژاد اميه و سركوبى ديگران مفادى نداشت ولى در سطح تاريخ سوزانيدن اوراق قرآن و تحريف آن را از كارهاى زشت و نارواى عثمان شمردهاند چنان كه پاره