ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٠٢ - ٨٧ - روز قيامت از ثقلين پرسيده مىشود
حجت خدا را كه ميان شما بجا گذاردم مسئولم و شما هم مسئوليد شما بپروردگار خود در اين موضوع چه خواهيد گفت؟ عرضكردند گواهى ميدهيم كه رسالت خود را تبليغ كردى و نصيحت بجا آوردى و كوشش نمودى خدا تو را از طرف ما بهترين پاداش عطا نمايد سپس فرمود شما نيستيد كه عقيده داريد و ميگوئيد خدا يگانه است؟ و من از جانب او بسوى شما فرستاده شدم و عقيده داريد كه بهشت حق است، دوزخ حق است، زنده شدن پس از مرگ حقست؟ همه گفتند شهادت ميدهيم بهمه اينها فرمود بار خدايا گواه گفتار آنها باش، متوجه باشيد من شما را شاهد ميگيرم و خود گواهم كه خدا مولاى من است و من مولاى هر مسلمانم و من از هر مسلمانى و مؤمنى از خودش اولى هستم آيا باين مطلب اعتراف داريد براى من و گواهى ميدهيد براى من؟ گفتند آرى براى تو بآن گواهى ميدهيم سپس فرمود هر كه را من مولا و آقاى او هستم على مولا و آقاى اوست و آن على همين است، سپس دست على را گرفت و بدست خود او را بلند كرد تا سفيدى زير بغل هر دو نمايان شد سپس فرمود، خدايا دوست او را دوست باش و دشمن او را دشمن، يار او را يار باش و بخود واگذار او را بخودش واگذار، من پيش از شما ببهشت ميروم و منزل شما را آماده ميكنم و شما فردا در حوض كوثر بر من وارد ميشويد و آن حوضى است كه باندازه بصرى تا صنعاء (بصرى شهرى است در شام و صنعاء پايتخت يمن است و قريب چهار صد فرسنگ فاصله دارند) پهناى آن است و بشماره ستارههاى آسمان جامهاى نقره دارد، متوجه باشيد من فرداى قيامت از شما بازخواست ميكنم كه بآنچه امروز شما را بر آن گواه گرفتم چه كرديد اين بازپرسى در هنگامى است كه سر حوض بر من وارد ميشويد مىپرسم كه بعد از من با ثقلين چه كرديد، ملتفت باشيد كه در موقع ملاقات با من گزارش بدهيد با آنها چگونه رفتار كرديد، عرضكردند يا رسول اللَّه اين دو ثقل كدام است فرمود ثقل اكبر كتاب خداى عز و جل است واسطهاى كه از طرف خدا و من بسوى شما كشيده شده يك طرفش بدست خدا است و طرف ديگرش بدست شما است علم آنچه پيش گذشته و آنچه مانده است تا روز قيامت در آنست، اما ثقل اصغر هم پيمان قرآن است كه على بن ابى طالب و خانواده او است، اين دو از هم جدا نشوند تا در سر حوض بر من درآيند.
معروف گويد اين حديث را بر امام پنجم عرضه داشتم فرمود ابو الطفيل راست گفته، خدا او را رحمت كند ما اين حديث را در كتاب على «ع» يافتيم و شناختيم، مصنف اين كتاب گويد اخبار در اين موضوع بسيار است و آنها را در كتاب معرفت در باب فضائل نقل كرديم.