قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٧٥ - فصل شانزدهم - در كفالت
حاكم و يا احضار نزد حاكم اثبات نمايد[١].
ماده ٧٤٨: فوت مكفول له موجب برائت كفيل نمىشود.
مسأله ١٢- اگر كفيل يا مكفول بميرد، كفالت باطل مىشود، به خلاف اينكه مكفول له بميرد؛ زيرا حق او از كفالت، به ورثهاش منتقل مىشود. ج ٣ ص ٦٣
(٨٦٩)
ماده ٧٤٩: هرگاه يك نفر در مقابل چند نفر از شخصى كفالت نمايد با تسليم او به يكى از آنها در مقابل ديگران برى نمىشود.
ماده ٧٥٠: در صورتى كه شخصى كفيل كفيل باشد و ديگرى كفيل او و هكذا هر كفيل بايد مكفول خود را حاضر كند و هر كدام از آنها كه مكفول اصلى را حاضر كرد او و سايرين برى مىشوند و هر كدام كه به يكى از جهات مزبور در ماده ٧٤٦ برى شد كفيلهاى ما بعد او هم برى مىشوند.
- ر. ك. ٧٣٨/ مس/ ١٤.
ماده ٧٥١: هرگاه كفالت به اذن مكفول بوده و كفيل با عدم تمكن از احضار حقى را كه به عهده او است ادا نمايد و يا به اذن او اداى حق كند مىتواند به مكفول رجوع كرده آنچه را كه داده اخذ كند و اگر هيچ يك به اذن مكفول نباشد حق رجوع نخواهد داشت.
مسأله ٧- اگر كفيل، مكفول را حاضر نكند و مال از كفيل گرفته شود، پس اگر مكفول در كفالت و اداء به كفيل اذن نداده باشد، كفيل حق رجوع به مكفول را به آنچه كه ادا كرده ندارد. و اگر در اداء به او اذن داده باشد حق رجوع به مكفول را دارد، چه براى كفالت هم اذن داده باشد يا نه. و اگر در كفالت اذن داده باشد، ولى در اداى آن اذن نداده باشد آيا حق رجوع به مكفول را دارد يا نه؟ بعيد نيست كه در حكم مسأله تفصيل داده شود كه در موردى كه براى كفيل ارجاع و احضار او ممكن بوده، حق رجوع نداشته باشد و در موردى كه امكان نداشته، حق رجوع داشته باشد. ج ٣ ص ٦١- ٦٣
(٢٦٧)
^^^ ٧٥١ مسأله ٩- متوسل شدن كفيل به هر وسيله مشروعى جهت احضار مكفول واجب است، حتى اگر محتاج استعانت (كمك گرفتن) از شخص قدرتمندى باشد به
[١]. اصلاحى مصوب ١٤/ ٨/ ٧٠.