قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٥٧٨ - فصل اول - در الزام به انفاق
وسائل معيشت خود را فراهم نمايد.
مسأله ٢- در وجوب انفاق بر قريب، فقر و احتياج او شرط است؛ به اين معنى كه فعلًا روزيش را نداشته باشد، پس بر كسى كه فعلًا بر نفقهاش قدرت داشته باشد، انفاق واجب نيست؛ اگر چه فقيرى باشد كه روزى سالش را نداشته باشد و گرفتن زكات و مانند آن برايش جايز باشد. و امّا كسى كه نفقهاش را فعلًا نداشته باشد، ولى بر تحصيل آن قدرت داشته باشد، پس اگر با غير كسب باشد مانند قرض گرفتن و طلب بخشش و سؤال، بدون اشكال مانع وجوب انفاق بر او نمىباشد. و اگر قدرت بر تحصيل، با كسب باشد، پس اگر به واسطه قدرت داشتن بر ياد گرفتن صنعتى كه امرار معاشش به آن است باشد و يادگيرى آن را ترك نموده است و بدون نفقه مانده است پس در وجوب انفاق بر او، اشكالى نيست. و همچنين است حال اگر برايش كسب كردن به واسطه آنچه كه تحمّل آن بر او مشقت دارد، ممكن باشد مانند برداشتن چيزهاى سنگين، يا آنچه كه مناسب شأن او نيست و كسب كردن را به اين جهت ترك نمايد، پس انفاق بر او واجب است. و اگر بر كسبى كه مناسب شأنش است توانايى داشته باشد و براى راحتى آن را ترك كرده باشد ظاهر آن است كه انفاق بر او واجب نيست ولى اگر زمان كسب از او به طورى فوت شده كه فعلًا به روزى يك روز يا چند روز احتياج داشته باشد و به تحصيل نفقه قادر نباشد، انفاق بر او واجب است اگر چه عجز او با اختيارش پيدا شده باشد؛ چنانكه اگر آن شغل را نه براى طلب راحتى، بلكه براى آنكه به امر دنيوى يا دينى مهمى مشغول شده است ترك كرده باشد، مانند طلب علم واجب، وجوب انفاق بر او ساقط نمىشود.
ج ٣ ص ٥٧١
مسأله ٣- اگر براى زن، ازدواج- دائم باشد يا منقطع- با كسى كه لايق او است و قيام به نفقهاش مىكند، ممكن باشد، آيا در حكم شخص قادر است، پس انفاق بر او واجب نمىباشد يا نه؟ دو وجه است كه وجيهترين آنها دوّمى است. ج ٣ ص ٥٧١
مسأله ٩- اعفاف (دور نگهداشتن از گناه) كسى كه نفقهاش واجب است- فرزند باشد يا پدر- با تزويج نمودن او يا دادن مهر براى او واجب نمىباشد اگر چه با احتياج او به ازدواج و قدرت نداشتن او بر آن و بر بذل صداق خصوصاً در پدر، احوط (استحبابى) است. ج ٣ ص ٥٧٣