قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٤٦٠ - فصل هشتم - در حقوق و تكاليف زوجين نسبت به يكديگر
داوطلبين) در يك سمينار يك روزه شركت كرده و تا حدودى به موقعيّت حسّاس و نياز مبرم استان كردستان به نيروهاى فرهنگى (كه تا حدودى بتوانند انقلاب فرهنگى را به مردم غمديده و ماتم زده و اسير دست گروههاى دمكرات، كومله، فدايى و منافقين انتقال دهند) پى بردم، و در پايان كار موافقت خود را جهت همكارى اعلام داشتم، به اين اميد كه حتماً موافقت شوهرم را مىتوانم جلب كنم؛ و حتّى در امتحانى كه مدّتى بعد، از داوطلبين كردند شركت كردم، و ليكن بعد از آن نه رئيس اداره آموزش و پرورش ناحيه حاضر شد با من مصاحبه كند (به بهانه اين كه فعلًا در اصفهان به شما نياز بيشترى هست) و نه همسرم با رفتن من موافقت نمود، و من ماندم بر سر دو راهى كه چكنم؟
تكليف من چيست؟
ج- اگر شوهر شما موافقت نكند و مسئول امور آموزش و پرورش دستورى در اين باره صادر نكرده باشد شما تكليفى در رفتن به كردستان نداريد، بلكه با مخالفت شوهر جايز نيست. ج ٣ ف ص ١٥٤- ١٥٣
س ٢١- اطاعت امر و نهى زنى از بيگانه كه شوهرش راضى نيست چه صورت دارد؟
مثلًا به زن دستور مىدهد فلان چيز را برايم بخر يا فلان چيز را بياور.
ج- رضايت شوهر در اين جهت معتبر نيست، ولى زن براى خارج شدن از منزل بايد از شوهر اجازه بگيرد. ج ٣ ف ص ١٥٤
س ٢٣- شوهر من اجازه بيرون رفتن از خانه را به من نمىدهد و هيچ دستور خدا را عمل نمىكند، مسلمان است ولى به دستورات اسلام عمل نمىكند، با انقلاب هم خوب نيست، به من مىگويد مسجد نرو راضى نيستم، بهشت زهرا نرو، نماز جمعه نرو، وضع خوب و حساب سال هم ندارد، من با لباس خمس نداده نماز مىخوانم، آيا نمازم درست است يا نه؟ من قاليبافى مىكنم، دلم مىخواهد براى اسلام كار كنم، يك كلاس سواد دارم، دوست دارم كه سواد ياد بگيرم و قرآن بخوانم، مىخواهم از اين كار كرد خود به جبهه كمك كنم، و هيچگونه اجازهاى نمىدهد، تكليف من چيست؟
ج- بيرون رفتن زن از خانه شوهر در غير واجبات بايد با اجازه شوهر باشد، و شما تا علم نداريد كه در آنچه از شوهر براى شما از لباس و غذا و غيره تهيّه مىشود خمس هست براى شما حلال است، و شما در اموال خود اختيار داريد و شوهر شما حقّ