قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٤١١ - فصل سوم - در موانع نكاح
س ١٣٣- يك جوان مسلمان با دخترى بهايى ازدواج كرده، البتّه هم به طريق اسلامى عقد كردهاند و هم به روش بهائيت، اين ازدواج چگونه است؟ و اولادهاى آنان چه حكمى دارند؟ اگر دختر مسلمان باشد و پسر بهايى چه صورتى دارد؟
ج- عقد مزبور باطل است، و بچّهها در صورت جهل حكم بچّه حلال را دارند، و ملحق به مسلمان هستند. ج ٣ ف ص ١٢٨
(١١٦٦- ٢)
س ١٣٤- نزديك دو سال پيش به عقد فردى در آمدم، مدّتى بعد از عقد و قبل از شروع زندگى مشترك ايشان دستگير شدند، و اكنون پانزده ماه است كه در زندان هستند، اكنون كه پروندهشان به جريان افتاده، به گفته بازپرس، ايشان با منافقين همكارى داشته است. حال با توجّه به مسأله نفاق او آيا عقد باطل مىشود يا خير؟
ج- در فرض مرقوم عقد باطل نيست، مگر يقين به ارتداد او باشد. ج ٣ ف ص ١٢٩
س ١٣٥- اين جانب مدّتى است با مردى ازدواج نمودهام. او هنگام ازدواج به ظاهر مسلمان بود چون نماز مىخواند و از باطن او اطّلاعى نداشتم، اكنون چندى است كه كلّاً نماز را ترك نموده، وقتى علّت را سؤال نمودم گفت من نماز را قبول ندارم! و بهشت و جهنم نيز در همين دنيا است، لطفاً بفرمائيد تكليف من چيست؟ آيا او مرتدّ است؟
ج- اگر خدا يا رسول خدا يا يكى از ضروريات دين را جدّاً انكار مىكند مرتدّ است، و شما بايد از او جدا شويد، و با او نامحرم هستيد، و نيازى به طلاق هم نيست.
ج ٣ ف ص ١٢٩
(١١٢٠- ٨٨١ مكرر)
س ١٣٦- حدود يك سال پيش با شخصى ازدواج نمودم، بعد از گذشت مدّتى هنگام نماز، شوهرم سجّاده نماز را از زير پايم كشيد و گفت اين چه حركتى است كه انجام مىدهى، نماز و دين چه فائدهاى دارد! و نيز پدر و مادر او هم به طرفدارى از او برخاستند و درگير شديم، من از خانه آن مرد خارج شدم (البته با اجازه شوهر) و به خانه پدرم مراجعت كردم. بعد از گذشت مدّتى با كمال تأسّف شوهرم نامهاى از دادگاه آورد و مرا به دادگاه احضار نمود. با وجود شرح جزئيّات خود به مسئول دادگاه متأسّفانه رأى به نفع او صادر شد. آيا من مىتوانم با آن مرد كه از راه راست منحرف شده و اصول اسلام را منكر گرديده است زندگى كنم؟
و آيا با شوهرى كه يك سال تمام به ديدن زن و فرزندش نيامده تكليف شرعى من چيست؟