قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٢٧٥ - مبحث سوم - در سهم الارث وراث طبقه سوم
اولاد آنها حتماً با مصالحه احتياط مىشود.
چهارم: با بودن اولاد عمومه ابوينى، اولاد عمومه پدرى تنها ارث نمىبرند. و همچنين است در اولاد خؤوله، ليكن با بودن اولاد عمومه ابوينى، اولاد خؤوله پدرى با نبود اولاد خؤوله ابوينى ارث مىبرند. و همچنين با اولاد خؤوله ابوينى، اولاد عمومه پدرى در نبود اولاد عمومه ابوينى، ارث مىبرند.
پنجم: تحقيقاً گذشت كه اولاد عمومه و خؤوله جاى آنها مىنشينند. و اگر از عمومه متعدد و خؤوله اين چنينى باشند در كيفيت تقسيم، چارهاى از فرض زنده بودن واسطهها و تقسيم مساوى در منسوبين مادرى نيست. و در منسوبين پدرى، مرد دو برابر زن ارث مىبرد، سپس سهم هر يك از آنان بين اولادشان تقسيم مىشود، مانند تقسيم بين واسطهها. و در اولاد عموهاى مادرى با مصالحه احتياط شود، چنانكه گذشت. و اين چنين است كلام در واسطههاى متعدد.
ششم: ارحام و خويشانى كه از حواشى نسب ميّت مىباشند به ترتيب ارث مىبرند، بنابراين عموها و عمهها و اولاد ايشان اگرچه پايين بروند- در صورتى كه صدق عرفى داشته باشند- و همچنين دايىها و خالههاى ميت نسبت به ارثيه، از عموها و عمهها و دايىها و خالههاى پدر و مادر ميت، سزاوارتر مىباشند. البته با نبود طايفه اوّل، طايفه دوم به ترتيب جاى طايفه اوّل مىنشينند و اقرب آنها بر ابعد مقدم مىباشد و با نبود آنها عمومه جدّ ميّت و جده او و خؤوله آنها و اولادشان به حسب نزديكى و دورى نسبت به ميّت، بايد ترتيبشان رعايت شود. ج ٤ ص ٦١- ٦٣
س ١٣٧- شخصى فوت مىكند، در طبقه اوّل و دوّم وارثى ندارد؛ ورّاث او در طبقه سوّم منحصر به عدّهاى از بنى اعمام و بنى اخوال امّى و ابوينى است:
١- اگر كسى مدّعى باشد كه عموزاده متوفّى است. آيا او نيز وارث است؟ و يا منسوبين امّى و ابوينى سابق الذكر حاجب او هستند؟
٢- با توجّه به اين كه ادّعاء نسبت اين مدّعى مورد تكذيب و انكار سايرين است آيا ادّعاء او مبنىّ بر پسر عمو بودن بدون ذكر امّى يا ابوينى بودن قابل قبول است يا بايد تصريح كند؟
٣- اگر شهود نيز صرفاً پسر عمو بودن را گواهى دهند، بدون تصريح نوع آن (ابى-