قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٣٦ - فصل دوم - در موصى
و آن يا با معدوم نمودن موضوع آن است مثل تلف كردن موصى به و همچنين است نقل آن به ديگرى با عقد لازم مانند بيع يا با عقد جايز مانند هبه همراه با قبض و يا با چيزى كه عرفاً رجوع حساب مىشود اگر چه موصى به، به حالش و در ملك او باقى بماند، مانند اينكه شخصى را در فروش موصى به، وكيل نمايد. ج ٣ ص ١٨٩
س ١٤- مادرى تعدادى گاو داده به پسرش، كه تا مادر زنده است از او نگهدارى كند و از حيث لباس و خوراك و بقيه ضروريات زندگى، مادر را تأمين نمايد و بعد از حيات، مخارج فوت هفته و چهلم و سال او را بدهد و مبلغى هم براى نماز و روزه قضاء، به مصرف برساند و وصىّ مادر هم باشد؛ ولى پس از يك سال [پسر فوق الذكر] مادرش را از خانه بيرون كرده و لذا مادر، گاوها را از او مطالبه نموده است ولى پسر مىگويد آنها را نمىدهم چون وصيّت نامه نوشتهايد و در وصيّت نامه گاوها را به من دادهايد. مستدعى است جواب مرحمت فرمائيد.
ج- اگر به شرط عمل نشده مادر مىتواند گاوها را پس بگيرد و نيز مىتواند از وصيّت خود برگردد و آنرا به هم بزند. ج ٢ ف ص ٤٠٩- ٤١٠
(١٠- ٢٣٧)
ماده ٨٣٩: اگر موصى ثانياً وصيتى برخلاف وصيت اول نمايد وصيت دوم صحيح است.
مسأله ٦٢- وصيت بعد از آنكه واقع شد، به حالش باقى مىماند و به آن عمل مىشود، در صورتى كه موصى از آن رجوع نكند؛ اگر چه مدّت آن طول بكشد. و اگر در رجوع او شك شود ولو از اين جهت كه شك در لفظ يا فعلى باشد كه رجوع است، حكم به بقاى وصيت و عدم رجوع مىشود. اين در صورتى است كه وصيت مطلق باشد، به اينكه مقصود موصى اين باشد كه مضمون وصيت واقع شود و بعد از مرگ او در هر زمانى كه قضاى الهى بر او برسد، به آن عمل گردد و اما اگر مقيّد به مرگ او در مسافرت چنينى يا از بيمارى فلانى باشد و مرگ او در آن مسافرت يا از آن بيمارى اتفاق نيافتد، اين وصيت باطل مىشود. و اگر در آستانه مسافرت يا در حال بيمارى و مانند اينها وصيت كند و قرائن حالى يا مقالى بر مطلق نبودن آن و اينكه نظرش تنها به مرگش در اين احوال است قائم باشند، عمل به آن جايز نيست و در غير اين صورت اقرب آن است كه آن وصيّت را اخذ نمود و به آن عمل كرد ولو اينكه مدت آن طول بكشد- مگر آنكه آن را نسخ (ابطال) نمايد- مخصوصاً اگر از حال او آشكار شود كه وصيت جديد نكردن او به