راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٧٨ - سخنان بزرگان
به يكى از حكيمان گفته شد: چه چيز عاقل را بيشتر شاد مىكند، و كدام چيز به دفع غم بيشتر كمك مىكند؟ گفت: عمل صالحى كه عاقل انجام دهد بيش از هر چيز او را شاد مىكند، و خشنودى وى به مقدّر حتمى بيش از هر چيز به دفع غم كمك مىكند.
يكى از حكيمان گويد: طولانىترين اندوه، اندوه حسود را يافتم و گواراترين زندگى، زندگى افراد قانع است و شخص حريص در هنگام طمع بيش از هر كس ديگرى در مقابل آزار از خود شكيبايى نشان مىدهد هر كسى كه بيشتر دنيا را طرد كند، زندگى بهتر دارد، و پشيمانى عالم افراط كار بيش از همه است.
شاعرى گفته است:
ارفه ببال فتى امسى عالى ثقة *** ان الذى قسّم الارزاق يرزقه
فالعرض منه مصون لايد نسّه *** و الوجه منه جديد ليس يخلقه
انّ القناعة من يحلل بساحتها *** لم يلق فى دهره شيئا يودقّه«٤٣»
عربى بيابانى برادرش را به حريص بودن سرزنش كرد و گفت: برادرم تو هم طالبى و هم مطلوب. آنچه از دست ندادهاى تو را مىطلبد و به تو مىرسد، و تو مىطلبى آنچه را بيش از نيازت است و هر چه از نظرت غايب است براى تو آشكار شده است. و آنچه دارى از آن گذشتهاى. گويى اى برادرم شخص حريصى را كه محروم باشد و زاهدى را كه مرزوق باشد نديدهاى و شاعرى گفته است:
اراك يزيدك الإثراء حرصا *** على الدنيا كانك لا تموت
فهل لك غاية ان صرت يوما *** اليها قلت حسبى قدر رضيت«٤٤»
«٤٣» قلب جوانى را كه به شب در مى آيد در حالى كه مطمئن است مقسّم ارزاق (خدا) او را روزى مى دهد آرام و مطمئن ببين . آبروى او محفوظ و به چه چيزى آلوده نشده و صورتش تازه و (طمع ) صورتش را كهنه و بى آب نكرده است كسى كه به ميدان قناعت وارد شود، در زندگى دنيا با چيزى مواجه نمى شود كه خواب شبانه اش را پريشان سازد.
«٤٤» مى بينيم كه ثروت زياد بر حصر تو نسب به دنيا مى افزايد و گويى نمى ميرى ؟ آيا اگر روزى به دنيا برسى برايت پايانى هست كه بگويى مرا بس است و راضى هستم ؟