راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣١٢ - نكوهش خودخواهى و اظهار علائم تكبّر
پيامبر (ص) فرمود: «خوشا به حال كسى كه تواضع كند بىآن كه مسكين باشد و مالى را كه از غير گناه گردآورنده انفاق كند، و به مسكينان و بيچارگان رحم كند و با فقيهان و حكيمان آميزش نمايد.»«٤٤»
ابو سلمه مدينى، از پدرش، از جدش روايت كرده كه گويد: رسول خدا (ص) در قبا نزد ما بود و روزه داشت و در موقع افطارش جامى شير برايش آورديم و مقدارى عسل در آن ريختيم. پس چون آن را برداشت و چشيد شيرينى عسل را احساس كرد، پس گفت: «اين چيست؟ گفتيم: اى رسول خدا در آن مقدارى عسل ريختهايم. پس آن را بر زمين نهاد و فرمود: امّا من آن را حرام نمىكنم، هر كس براى خدا تواضع كند خدا او را بلند گرداند، و هر كس تكبّر ورزد خدا او را پست و خوار سازد، و هر كه ميانه روى كند خدايش او را بىنياز كند و هر كسى كه ولخرجى كند خدا او را فقير سازد و هر كسى خدا را بسيار ياد كند خدا او را دوست بدارد»«٤٥» روايت شده كه پيامبر (ص) و چند نفر از ياران آن حضرت در خانهاش غذا مىخورند. پس سائلى بر در خانه پيامبر (ص) ايستاد در حالى كه بيمارى مزمنى داشت و ما آن را ناخوشايند مىدانستيم. پيامبر به او اجازه ورود داد و چون وارد شد پيامبر (ص) او را در كنار خود نشاند سپس به او گفت: غذا بخور مردى از قريش حضور داشت كه از آن فقير مشمئز شد و بدش مىآمد و اين مرد از دنيا نرفت تا خود گرفتار همان بيمارى مزمن شد.«٤٦»
«٤٤» اين حديث را بخارى در التاريخ و بغوى و بارودى و ابن قانع و طبرانى در الكبير و بيهقى در الشعب از ركب مصرى به سندى حسن روايت كرده اند چنان كه در جامع صغير آمده است .
«٤٥» اين حديث را بزار از روايت طلحة بن عبداللّه از پدرش از جدش طلحه روايت كرده و نظير اين حديث را نقل كرده جز اين جمله : و من اكثر ذكر اللّه احبه اللّه و از قبا نيز نام نبرده ذهبى گويد: اين خبرى ناپسندى است المغنى . همين حديث را كلبى در كافى ، ج ٢، ص ١٢٣، روايت كرده است (البته روايت كافى با اين حديث در عبارت اختلاف زيادى دارد. - م .)
«٤٦» عراقى گويد: ماءخذى براى اين حديث نيافتم و آنچه موجود است حديث غذا خوردن آن حضرت با شخص جذامى است كه ابوداود و ترمذى در (سنن )، ج ٨، ص ١١، از حديث جابر روايت كرده است ، ترمذى گويد: حديث غريب است .