راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٢١ - حدّ بخشندگى و بخل و حقيقت آنها
مىباشد.
اگر بگويى: بخشيدن مال منوط به اين شد كه موارد وجوب انفاق مال را بدانيم پس صرف آن در چه مواردى لازم است؟ مىگويم: دو نوع واجب داريم: واجب شرعى و واجبى كه به مروّت و عادت مربوط است. بخشنده كسى است كه از واجب شرعى و واجب مربوط به مروّت خوددارى نكند. و اگر از يكى از آنها سر باز زند بخيل است ولى كسى كه از بخشيدن واجب شرعى امتناع ورزد بخيلتر است مانند كسى كه از پرداخت زكات و مخارج اهل و عيالش سر باز زند يا آن را با دشوارى بپردازد. چنين شخصى طبيعتا بخيل است و با زحمت خود را به بخشش وا مىدارد يا كسى كه به عمد از مال نامرغوب خود مىبخشد و بر او گوارا نيست كه از بهترين اموال يا اموال متوسط خود ببخشد. تمام اين موارد بخل است. اما مواردى كه بخشش بر حسب مروّت واجب است سخت نگرفتن و كنجكاوى نكردن نسبت به جزئيات است، زيرا اين كار زشت است و زشتى آن به تناسب اشخاص و احوال مختلف است. برخى از سخت گيريها از جانب ثروتمند زشت است و از فقير زشت نيست و سختگيرى انسان در برخى از امور نسبت به خاندان و خويشان و بزرگان زشت است كه در همان امور نسبت به بيگانگان زشت نيست. سختگيرى در بعضى از امور نسبت به همسايه زشت است كه نسبت به بيگانه زشت نيست، در مهمانى سختگيرى زشت است و كمتر از آن در خريد و فروش زشت نيست. بنابراين زشتى در موارد ياد شده و آنچه مورد سختگيرى است.
مانند خوراك و پوشاك مختلف است، زيرا آن سختگيرى كه در مورد خوراكيها زشت است در مورد ديگر اشياء زشت نيست، و آن سختگيرى كه در خريدن كفن يا قربانى يا خريد نان صدقه زشت است در خريدهاى ديگر زشت نيست. همچنين زشتى سخت گيرى نسبت به اشخاص فرق مىكند كه دوست، برادر، خويشاوند، همسر، فرزند باشد، يا بيگانه باشد و نيز كسى كه مضايقه مىكند متفاوت است مثلا كودك، زن ثروتمند يا فقير