راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٦٨ - شرح نكوهش مال و زشتى محبت به آن
است. هر كس اين ترتيب را بداند ارزش مال بر او معلوم شود و بداند كه مال از آن نظر ارزش دارد كه براى تهيه خوراك و پوشاك لازم است و آن براى بقاى بدن لازم است و بقاى بدن براى كامل شدن نفس كه برتر از بدن است ضرورت دارد، و هر كس از فايده و هدف و مقصد چيزى آگاه شود، و آن را در هدف به كار گيرد و به آن توجّه كند و هدف را از ياد نبرد كار خوب كرده و بهره مىبرد و آنچه موجب رسيدن به هدف است درباره او ستوده خواهد بود. در اين صورت مال ابزار و وسيلهاى است كه براى رسيدن به هدفى صحيح به كار گرفته مىشود و مىتواند ابزار و وسيلهاى براى رسيدن به اهداف فاسد باشد كه مانع از سعادت آخرت و راه علم و عمل است. لذا مال هم ستوده و هم نكوهيده است، نسبت به هدف پسنديده ستوده و نسبت به مقصد زشت، نكوهيده است، پس هر كس از دنيا بيش از مقدار كفايتش بردارد ندانسته اقدام به مرگ خود كرده، چنان كه در حديث آمده است، و چون طبيعت آدميان تمايل به پيروى از شهواتى دارد كه مانع راه خداست و چون مال دستيابى به اين شهوتها را آسان مىكند و وسيله آن است بيش از مقدار كفايت بسيار خطرناك است. از اين رو پيامبران از شرّ مال به خدا پناه بردهاند تا آنجا كه پيامبر ما (ص) به درگاه خدا عرض كرد: «بار خدايا روزى آل محمد (ص) را به اندازه كفايت قرار بده»«٢٥» و از دنيا مالى كه خيلى خالص نباشد طلب نكرد، و عرض كرد: «بار خدايا مرا مسكين زنده بدار و مسكين بميران.»«٢٦»
حضرت ابراهيم صلوات الله عليه به خدا پناه برد عرض كرد: وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ.«٢٧» در بعضى از تفاسير آمده كه مقصود آن حضرت از اصنام طلا و نقره
«٢٥» حديث مورد اتفاق محدثان است ، ابن ماجه آن را در (سنن ) به شماره ٤١٣٩، از حديث ابوهريره روايت كرده است .
«٢٦» اين حديث را ترمذى در (سنن )، ج ٩، ص ٢١٣، ابواب زهد، در حديثى از انس رايت كرده و گفته است : اين حديث عجيبى است . ابن ماجه آن را به شماره ٤١٢٦، روايت كرده است .
«٢٧» ابراهيم / ٣٥: و من و فرزندانم را از پرستش بت ها دور نگاه دار.