راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٧ - شرح ماهيّت دنيا بر حسب ذات آن
كه هدف عبادات جهاد با نفس است. تا بنده با آن به خداشناسى برسد و هرگاه شناخت حاصل شود به وصال خدا مىرسد و پس از وصال به حق از وسيله (عبادت) و چارهجويى بىنياز است. از اين رو تلاش و عبادت را رها كرده و پنداشتهاند كه در شناخت خداوند سبحان برتر از آنند كه خود را با انجام تكاليف خوار سازند و تكليف فقط براى مردم عامى است، غير از اين مذاهب نيز مذهبهاى باطل و فرقههاى ضالّه و صاحبان خيالات وجود دارند كه شمارش آنها به طول مىانجامد تا به هفتاد و چند فرقه مىرسد، و تنها يك فرقه آنها اهل نجات است و آن فرقهاى است كه پيروان آن به راه پيامبر (ص) و اصحابش رفتهاند و آن راه اين است كه نه بكلّى دنيا را رها سازد و نه بكلّى شهوتها را از ريشه بركند، بلكه از دنيا به اندازه توشهاش برگيرد. و امّا در مورد شهوات آن مقدار كه خارج از اطاعت عقل و شرع است بايد سركوب شود. بنابراين نه از هر شهوتى پيروى مىشود و نه همه شهوات بكلّى ترك مىگردد، بلكه از حدّ وسط و عدالت پيروى مىشود و نيز نبايد هر چيزى از دنيا ترك شود و نه آن كه هر چيزى مطلوب واقع شود، بلكه انسان بايد هدف تمام آنچه را در دنيا خلق شدهاند بداند و آن را در همان حدّ خود حفظ كند. بنابراين از غذا به مقدارى استفاده كند كه بدن توان عبادت داشته باشد، و از مسكن آن اندازه كه او را از گرما و سرما و دزدان محافظت كند، و در لباس نيز همين منوال تا آنجا كه هر زمان دل از كارهاى بدن آسوده شود، با تمام تلاش به خدا روى بياورد و در تمام عمر به ياد و انديشه خدا مشغول شود و همواره تمايلات خود را سركوب كند و مراقب آن باشد كه از حدود و تقوا و ديندارى تجاوز نكند و از تفصيل و شرح آن فقط در صورتى آگاه مىشود كه از فرقه ناجيه پيروى كند.
مىگويم: در كتاب قواعد العقائد از بخش عبادات معناى فرقه ناجيه را شناختيد.
غزالى مىگويد: فرقه ناجيه روش ميانهاى داشتند و در راهى بودند كه پيش از اين شرح داديم، چرا كه آنان دنيا را براى دنيا نمىخواستند بلكه دنيا را براى دين