راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٠٣
اگر بگوييد: هرگاه با اين گفتار شيطان دچار عجب نشود، زيرا مىداند كه رهايى او از مكر شيطان به توفيق خدا بوده نه همّت خودش و شخصى مانند او قادر به دفع شيطان نيست مگر خدا به او توفيق دهد و كمكش كند، و هر كس از ضعف و ناتوانى خود بر كمترين عمل آگاه باشد پس هرگاه بر چنين كار بزرگى (در امان ماندن از مكر شيطان) قادر شود بداند كه خود بر آن توانايى نيافته بلكه به توفيق خدا بوده بنابراين پس از برطرف شدن عجب و خودپسندى چه بيمى بر او مىرود؟
مىگوييم: بيم آن مىرود كه به لطف خدا اعتماد به كرم او و ايمنى از مكر شيطان فريفته شود تا آنجا كه گمان برد در آينده نيز بدين حال خواهد ماند و از سستى و دگرگونى حال نمىترسد. پس حال او تنها اعتماد به لطف خداست بى آن كه از مكر خدا بترسد. و هر كس از مكر خدا ايمن شود براستى در زيان است بلكه راهش اين است كه تمام آن توفيقات را از لطف خدا ببيند، آنگاه بر خود بيم آن داشته باشد كه صفتى از صفات قلبش نظير دوستى دنيا و ريا و بدخلقى و توجّه به عزّت مسدود بماند و او از آن بىخبر باشد و بترسد از اين كه در هر لحظهاى اين حالت از او سلب شود و از مكر خدا ايمن نباشد و از خطر فرجام غافل نشود، و اين خطرى است كه از آن رهايى ندارد و بيمى است كه از آن نجات نمىيابد مگر پس از اين كه از صراط بگذرد، از اين روست كه چون شيطان براى يكى از اولياء در هنگام جان كندن كه هنوز نفسى از او باقى بود ظاهر شد و به او گفت: فلانى آيا از من رها شدى پس بگويد: نه، از اين رو گفتهاند تمام مردم نابودند جز عالمان و تمام عالمان در هلاكتند جز عالمان با عمل، و تمام عالمان با عمل در هلاكتند جز مخلصان، و مخلصان نيز در خطرى بزرگند، در اين صورت شخص مغرور در هلاكت است و مخلصى كه از غرور مىگريزد نيز در خطر است، به اين جهت هيچگاه دلهاى اولياء از بيم و ترس جدا نيست، از خداى متعال حسن عاقبت را مسألت داريم زيرا نتيجه كارها در پايان آن معلوم مىشود.