راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٠٢
گشوده است و آن را به گفته كسى كه مىگويد موعظه براى دوستى رياست حرام است رها نمىكنند چنان كه مردم شراب و زنا و دزدى و رياكارى و ظلم و ديگر گناهان را به قول خدا و پيغمبر كه فرمودهاند حرام است ترك نمىكنند. پس به خويشتن بنگر و دل از سخن مردم آسودهدار، زيرا خدا گروه زيادى از مردم را با فاسد شدن يك شخص يا اشخاصى اصلاح مىكند، وَ لَوْ لا دَفْعُ الله النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ«١٠٠»، زيرا خدا اين دين را با مرد فاسد گروههايى كه در آخرت«١٠١» بهرهاى ندارند تأييد مىكند. پس تنها بيم آن دارد كه راه پندپذيرى مسدود شود امّا بسته شدن زبان واعظان در حالى كه انگيزه ريا و دوستى رياست را در پيش دارند هرگز انجام نخواهد شد.
اگر بگوييد: مريد اگر از اين مكر شيطان آگاه و سرگرم خود شود و نصيحت را ترك كند يا پند دهد و شروط صدق و اخلاص را در نصيحت رعايت كند، پس چه بيمى بر او مىرود؟ و چه خطرها و رشتههاى گول خوردن در برابرش باقى مىماند؟
بايد بدانيد: بزرگترين خطر نصيحت بر او باقى است و آن اين است كه شيطان به او مىگويد: مرا ناتوان ساختى و با تيزهوشى و عقل كاملت از مكر من رها شدى، در حالى كه بر بسيارى از بزرگان و اولياء دست يافتم ولى بر تو دست نيافتم، پس چقدر شكيبايى و چه بسيار در پيشگاه خدا مقام دارى كه مرا مغلوب ساختى و خدا به تو قدرت داد كه به هوشيارى از تمام راههاى ورود فريبهاى من آگاه شوى. پس به شيطان گوش فرا داده و او را تصديق كند و در گريختن خود از تمام فريبها دچار عجب شود و اين خودپسندىاش كمال غرور و فريفتگى باشد كه خود بزرگترين مهلك است. بنابراين عجب از هر گناهى بزرگتر است، از اين رو شيطان مىگويد: اى فرزند آدم هرگاه گمان كنى كه با علم خود از من رها شدهاى پس با نادانيت گرفتار دام فريب من شدهاى.
«١٠٠» بقره / ٢٥١: و اگر خداوند بعضى از مردم را به وسيله بعضى ديگر دفع نكند زمين را فساد فرا مى گيرد.
«١٠١» اين حديث مكرر از ابوعوانه و بخارى و ديگران گذشت .