راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٠١
نكوهش آنان برايش يكسان باشد پس به نكوهش آنها اهميّت ندهد هرگاه مورد ستايش خدا واقع شود و به ستايش آنها شاد نشود هرگاه ستايش آنها با ستايش خدا همراه نباشد و به آنها بنگرد چنان كه به بزرگان و چهارپايان مىنگرد. امّا نگاهش به سادات و بزرگان بدان سبب كه نسبت به آنها تكبّر نمىورزد و تمام آنها را بهتر از خود مىداند، چون از پايان كار بىخبر است و امّا نگاهش به چهارپايان بدان سبب است كه طمع خود را از به دست آوردن مقامى در دلهاى آنان قطع كرده، چرا كه اهميّت نمىدهد چهارپايان نسبت به او چه عقيده دارند. پس در برابر آنها خودآرايى و خودسازى نمىكند، بلكه هدف چوپان مواظبت از گوسفندان و دور ساختن گرگ از آنهاست، نه اين كه گوسفندان به چشم ستايش به او بنگرند. پس تا زمانى كه ديگر مردم را مانند گوسفند نداند و به نگرش آنها توجّهى نداشته باشد و بدان اهميّت ندهد و از مشغول شدن به اصلاح آنها سالم نمىماند. آرى گاه به اصلاح مردم مىپردازد ولى با اصلاح آنها خود را فاسد مىكند، پس بايد همچون شمعى باشد كه به ديگران نور مىدهد و خود مىسوزد.
اگر بگوييد: در صورتى كه واعظان ترك موعظه كنند مگر آنگاه كه به اين درجه (اخلاص) برسند دنيا از موعظه خالى مىشود و دلها فاسد مىشود.
مىگوييم: رسول خدا (ص) فرمود: «دوستى دنيا سرچشمه تمام گناهان است»«٩٩»، و اگر مردم دنيا را دوست ندارند جهان ويران مىشود و زندگى باطل و دلها و بدنها نابود مىشوند، جز اين كه پيامبر (ص) مىداند كه دوستى دنيا هلاك كننده است و يادآورى آن دوستى دنيا را از دل بيشتر مردم ريشه كن نمىسازد، بجز كمترين آنها كه دنيا با ترك آنها ويران نمىشود. از اين رو نصيحت را ترك نكرده و تنها خطر محبّت دنيا را يادآور شده است و خطر دنيا را ذكر فرموده از بيم آن كه مبادا انسان نفس خود را در برابر شهوتهايى رها سازد كه بر مردم مسلّط است. همچنين زبان واعظان همواره به دوست رياست
«٩٩» اين حديث را بيهقى در الشعب از حسن به صورت مرسل روايت كرده چنان كه در الجامع الصغير، آمده است .