راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٩٩
مردم با كلمات و نغمهها و حركتهاى نيك و شكل و قيافه ساختگى فرا بخواند، سپس مردم به او روى آورند، و او را در برابر درمان بيماريهايشان فقط به خاطر ترحّم و بدون طمع مادّى تعظيم و تكريمى بيش از تعظيم شاهان كنند و از پدر مادر و خويشاوندان در نظر آنها محبوبتر شود. پس او را در مورد اموال و بدنهاى خود بر خويشتن ترجيح دهند و در برابر او چون چاكران و بندگان شوند و به خدمت او بپردازند و او را در مجالس بر خود مقدّم بدارند و او را بر شاهان حاكم سازند. در اين هنگام خلق فطرى او منتشر شود و نفس آرامش يابد و لذّت وصفناپذيرى را بچشد، و به شهوتى از دنيا برسد كه هر شهوتى در برابرش ناچيز است، در حالى كه ترك دنيا كرده بود. پس در بزرگترين لذّتهاى آن فرو افتد. در اين موقع شيطان فرصتى مىيابد و دست خود را به قلب او دراز مىكند و دلش را در هر چيزى به كار مىگيرد كه آن لذّت را بر او حفظ كند، نشانه منتشر شدن خوى فطرى و اعتماد نفس به شيطان اين است كه اگر اشتباه كند و در برابر مردم سخنش مردود شمرده شود به خشم آيد، و هرگاه خشمى را كه در خود احساس مىكند نپسندد شيطان بسرعت در او اين توهّم را ايجاد مىكند كه اين غضب براى خداست، چرا كه هرگاه اعتقاد مريدها نسبت به او نيك نباشد از راه خدا بريده شده و در غرور مىافتند.
پس بسا كه اين عمل او را به بدگويى از كسى كه او را ردّ كرده است وادارد و به غيبت كردن ممنوع بيفتد پس از اين كه حلال را ترك كرده و گرفتار تكبّرى شود كه سرپيچى از قبول (سخن) حق و شكر بر آن است، پس از اين كه از خطرهاى وحشتناك پرهيز مىكرد همچنين هرگاه بخندد يا در گفتن بعضى از كار سست شود نفس وى از اين كه مردم از آن آگاه شوند و مقبوليّت او (در نزد مردم) از بين برود، بىتابى مىكند و به دنبال آن استغفار كند و آه سرد برآورد و بسا كه بر اعمال و اذكار خود به خاطر مردم و شيطان بيفزايد و شيطان اين توهّم را در او ايجاد كند كه علت افزايش اعمال و اذكارت اين است كه اعتقاد مردم در راه خدا سست نشود و به سبب اين كه تو اذكار و اعمال را ترك كنى