راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٨ - شرح ماهيّت دنيا بر حسب ذات آن
اگر سرپرستى اين افراد به همه مردم واگذار شود يكديگر را مخذول مىسازند و اگر بدون دليل سرپرستى آنها به يك شخص واگذار شود از او فرمان نمىبرند و ناگزير از اين عوارضى كه در اجتماع پديد مىآيد صنعتها و حرفههاى ديگرى پديد مىآيد. از آن جمله است حرفه اندازهگيرى زمين براى احداث بنا كه با آن اندازههاى زمين معين مىشود تا بتوان آن را ميان زارعان عادلانه تقسيم كرد، و نيز حرفه لشكريان براى پاسدارى از شهر با شمشير و دفع كردن دزدان از آنها، و ديگر، شغل داورى و ميانجيگرى ميان مردم براى فيصله دادن نزاع است و ديگرى نياز به فقه و شناخت قانونى است كه لازم است مردم به وسيله آن حفظ شوند و در حدود آن متوقف شوند تا نزاع بسيار نشود يعنى در داد و ستدها و شروط آن حدود الهى را بشناسند. امور سياسى كه اجتماع از آن ناگزير است همينهاست و تنها كسانى به آن مىپردازند كه صفات ويژهاى از قبيل قدرت بر تشخيص و دانش و هدايت داشته باشند و هرگاه سرگرم به آن كارها شوند فرصت پرداختن به ديگر صنايع را ندارند و محتاج به تأمين هزينه زندگى هستند و مردم شهر نيز به آنان محتاجند، چرا كه اگر اهل شهر به جنگ با دشمنان مشغول شوند جريان امور صنعتى متوقف مىشود و اگر جنگجويان و نيروهاى مسلّح براى به دست آوردن روزى به امر صنايع بپردازند پاسدارى از شهرها مختل مىشود و مردم ضرر مىكنند از اين رو احساس نياز مىشود كه اگر اموال بدون مالك وجود دارد به مصرف زندگى و روزى آنها برسد يا اگر در جنگ با كافران غنايمى به دست آمد براى امرار معاش آنها مصرف شود.
بنابراين اگر اين نيروها ديندار و پارسا باشند به اندكى از اموال ياد شده قناعت مىكنند، و اگر بخواهند در رفاه به سر برند ناگزير نياز به خود يارى اهالى و كمك مردم دارند تا در برابر آن كمكها از آنها پاسدارى كنند. در اين جاست كه نياز به خراج و ماليات احساس مىشود و در نتيجه نياز به آن صنايع ديگرى پديد مىآيد، زيرا به وجود كسانى نياز است كه ماليات كشاورزان و مالداران را معيّن كنند كه به آنها كارگزاران مالياتى مىگويند و نيز