راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٠٢ - بيان شىء مورد عجب و شرح درمان آن
در نمىيابد در نتيجه به خاطر تعريف او عجبش زياد مىشود.
٤- عجب به تبار والا، مانند عجب هاشميان، تا آنجا كه بعضى از آنها مىپندارند به سبب تبار والاى خود و نجات پدران خويش نجات يافته و آمرزيده مىشوند و بعضى از آنها گمان مىكنند كه تمام مردم چاكران و بردگان آنهايند. درمان اين عجب آن است كه انسان بداند هرگاه كردار و اخلاقش مخالف پدرانش باشد و گمان كند كه به آنها مىپيوندد نادانى كرده است و اگر به پدران خود تأسّى مىجويد اخلاق پدرانش عجب نبوده (بلكه اخلاقشان) ترس و ناديده گرفتن خود و بزرگ دانستن مردم و نكوهش خويش بوده است، در حالى كه شرافت آنها به بندگى و علم و خصلتهاى ستوده بوده نه به تبار. پس لازم است به آنچه آنها بدان كسب شرف كردهاند شرافت به دست بياورد در حالى كه كسانى با آنها در تبار برابر و در قبيله شريك بودهاند كه به خدا ايمان نياوردهاند، و در پيشگاه خدا بدتر از سگ و پستتر از خوك بودهاند، از اين رو خداى متعال فرمود: يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ من ذَكَرٍ وَ أُنْثى، يعنى در نسبهايتان تفاوتى نيست، چون در يك ريشه گرد آمدهايد (آدم و حوّا) آنگاه فايده تبار را بيان كرده و فرموده است: وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا. سپس بيان فرموده كه شرافت به تقواست نه به تبار و فرموده است: إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ الله أَتْقاكُمْ«١٨٩» و چون به پيامبر (ص) عرض شد: گرامىترين مردم، زيركترين مردم كيست؟ نفرمود: كسى كه به تبار من برسد، بلكه فرمود: «آن كه بيشتر از همه از مرگ ياد كند و از همه بيشتر مهيّاى آن شده باشد»«١٩٠» و اين آيه آنگاه نازل شد كه بلال در روز فتح مكه بر روى كعبه اذان
«١٨٩» حجرات / ١٣: براستى گرامى ترين شما نزد خداوند باتقواترين شماست .
«١٩٠» اين حديث را ابن ماجه در سنن ، به شماره ٤٢٥٩ به سندى مجهول از ابن عمر روايت كرده كه گفت : با رسول خدا (ص ) بودم پس مردى از انصار به محضرش آمد و سلام داد سپس گفت : اى رسول خدا كدام مؤ من برتر است ؟ فرمود: خوشخوترين آنها)) گفت : پس كدام يك از مؤ منان زيرك تر است ؟ فرمود: ((آن كه بيش از همه به ياد مرگ باشد و بهتر از همه براى پس از مرگ آماده شود، آنان زيركانند)) ابن ابى الدنيا اين حديث را با همين زيادتى در ياد مرگ آخر كتاب روايت كرده است .