راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٧٣ - شرح انگيزههاى تكبّر و عوامل محرّك آن
خطور خطر علم به قلبش او را بىنياز كند در حالى كه مىداند خطر فاسق و بدعتگذار بيشتر است؟
بايد دانست كه اين كار با انديشيدن در خطر فرجام [كار] ممكن مىشود، بلكه اگر به كافرى بنگرد برايش ممكن نمىشود كه بر او تكبّر ورزد، زيرا امكان دارد كه كافر مسلمان شود و عاقبت او به ايمان ختم گردد و اين عالم گمراه شود و فرجام او به كفر انجامد. بزرگ آن كسى است كه در آخرت نزد خدا بزرگ است و سگ و خوك والاترند از كسى كه در نظر خدا دوزخى است ولى خود او نمىداند. بنابراين فرجامها از بندگان پوشيده است و خردمند فقط به فرجام و عاقبت مىانديشد و طلب تمام فضيلتها در دنيا براى عاقبت است در اين صورت بر بنده لازم است كه بر هيچ كس تكبّر نكند، بلكه اگر به جاهلى بنگرد بگويد: او از روى نادانى معصيت خدا كرده است و من از روى آگاهى.
پس چگونه من مانند او خواهم بود؟ و اگر به عالمى بنگرد مىگويد: او چيزى را مىداند كه من نمىدانم پس چگونه من مانند اويم، و اگر به كسى بنگرد كه عمرش از او بيشتر است مىگويد: اين پيش از من عبادت خدا كرده، پس چگونه من مانند اويم، و اگر به كوچكتر از خود [از نظر سنّى] بنگرد بگويد: من پيش از او معصيت خدا كردهام پس چگونه من مانند اويم و اگر به بدعتگذار يا كافرى بنگرد بگويد: چه مىدانم شايد سرانجام مسلمان شود و من چون او كافر شوم. بنابراين ادامه هدايت در اختيار من نيست، چنان كه شروعش در اختيار من نبود. از اين رو با نگرش در پايان و عاقبت كار مىتواند تكبّر را از خودش دور سازد و تمام اين موارد بستگى به آن دارد كه بداند كمال در خوشبختى اخروى و نزديكى به خداست نه در نعمتهاى ظاهرى و بىدوام دنيا، و بجانم كه اين خطر ميان تكبّر كننده و شخص مورد تكبّر مشترك است ولى بر هر كدام سزاوار است كه تمام همتش را صرف خود سازد و دل را به ترس از فرجام خويش مشغول دارد نه اين كه سرگرم ترس ديگران شود، زيرا كسى كه نسبت به ديگران مهربان و دلسوز