راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٥٧ - شرح انگيزههاى تكبّر و عوامل محرّك آن
مرحله اول، ريشهكن ساختن و درمان علمى و عملى تكبّر است و درمان تنها به مجموع آن دو كامل مىشود.
اما درمان علمى اين است كه خود و خدايش را بشناسد و همين شناخت او را در برطرف ساختن تكبّر بس است، چرا كه هر گاه بطور كامل خود را بشناسد خواهد دانست كه بر حسب ذات از هر ذليلى ذليلتر و از هر اندكى كمتر است، و تنها تواضع و خوارى شايسته اوست و هرگاه پروردگارش را بشناسد، بداند كه بزرگى و عظمت تنها سزاوار اوست. اما گفتار در شناخت خدا و عظمت و بزرگى او به طول مىانجامد و آن آخرين درجه علم صديقان است. همچنين بحث شناخت خود انسان نيز طولانى است ولى كمى از آن را كه موجب تواضع و تذلّل مىشود نقل مىكنيم. براى آدمى كافى است كه در اين مورد معناى يك آيه از قرآن كريم را بفهمد، زيرا براى كسى كه چشم بصيرتش باز باشد علم اولين و آخرين در قرآن موجود است. خداى متعال مىفرمايد: قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ من أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ، من نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ، ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ، ثُمَّ أَماتَهُ فَأَقْبَرَهُ، ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُ.«١٤٠» آيه به آغاز و انجام و وسط آفرينش انسان اشاره دارد، پس آدمى بايد در آفرينش خود را بينديشد تا معناى اين آيه را بفهمد. اما آغاز آدمى چيزى ياد آورده نبود و روزگارانى در ديار عدم بود، بلكه عدم آن نيز آغازى نداشت، پس در نابودى و عدم چه چيزى از انسان پستتر است و در قديم هم چنين بوده است. آنگاه خداى متعال او را از پستترين و پليدترين چيزها آفريد، چرا كه او را از خاك سپس از نطفه و آنگاه خون بسته، سپس از گوشت جويده آفريد و سپس در او استخوان رويانيد و بر روى استخوان گوشت. اين آغاز وجود انسان و موقعى است كه به صورتى ياد آورده
«١٤٠» عبس / ١٧ - ٢٢: مرگ بر اين انسان ، چقدر كافر و ناسپاس است ؟! (١٧) (خداوند) او را از چه چيز آفريد؟ (١٨) از نطفه ناچيزى او را آفريد، سپس اندازه گيرى كرد و موزون ساخت . (١٩) سپس راه را براى او آسان ساخت . (٢٠) بعد او را ميراند و در قبر پنهان كرد. (٢١) سپس هر زمان بخواهد او را زنده مى كند. (٢٢)