راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٥٥ - شرح انگيزههاى تكبّر و عوامل محرّك آن
دوستانم نيست. عايشه گفت: به خدا پس از آن (سخنان) جمعه را تمام نكرد تا خدا روح مطهّرش را قبض كرد.»«١٣٩»
آنچه از اخلاق پيامبر (ص) نقل شد تمام اخلاق متواضعان را در بر دارد. پس هر كه مىخواهد متواضع باشد بايد به آن حضرت تأسّى جويد و هر كس خود را بالاتر از رسول خدا (ص) بداند و آنچه را پيامبر پسنديده براى خود نپسندد چه سخت جاهل است، در حالى كه رسول خدا (ص) از لحاظ مقام دينى و دنيوى بالاترين انسان بود. بنابراين سربلندى و عزّتى نيست جز در تأسّى جستن به آن حضرت، از اين روست كه چون يكى از صحابه بر پستى شمايل (لباس و غيره) سرزنش شد، گفت: ما گروهى هستيم كه خدا ما را به اسلام عزّت بخشيده و عزّت غير اسلام را نمىخواهيم.
ابودردا گويد: بايد دانست كه براى خدا بندگانى است كه به آنها ابدال مىگويند.
آنها جانشين پيامبران و مايه قوام زمين هستند و چون نبوّت سپرى شد خداوند گروهى از امّت محمد (ص) را جايگزين آنها ساخت، آنها از نظر نماز و روزه بسيار و زيور نيك بر مردم برترى ندارند، ليكن برترى آنها به ديندارى راستين و نيّت خوب و نيز به اين خاطر است كه نسبت به تمام مسلمانان خوشبيناند و براى خشنودى خدا خيرخواه مردمند، شكيبايند بىآن كه بيمى داشته باشند، و متواضعند بىآن كه خوارى پذيرند، آنان گروهى هستند كه خداى متعال آنها را برگزيده و براى خود خالص قرار داده و آنان چهل نفر صدّيق يا سى مردند كه در دلهايشان يقينى چون يقين ابراهيم خليل الرحمن (ع) است و مردى از آنها نمىميرد مگر اين كه خداوند جانشين او را آفريده است. برادرم بدان كه آنها هيچ چيز را نفرين نكرده و آزار نمىدهند و كوچك نمىشمارند و به هيچ تجاوز نمىكنند و به هيچ كس حسد نمىورزند و به دنيا حريص نيستند، پاكترين مردم از نظر
«١٣٩» عراقى گويد: بر سند اين حديث دست نيافتم ، مى گويم : بعضى از قسمت هاى حديث در روايات به صورت پراكنده از غير ابوسلمه موجود است ، به جلد ٤، و كتاب زهد سنن ابن ماجه و مجمع الزوائد، ج ١٠، ص ٣١٢، رجوع كنيد.