راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٥٢ - شرح انگيزههاى تكبّر و عوامل محرّك آن
حالى كه از پيامبر ما درباره لباس زيبا سئوال شد كه آيا نشانه تكبّر است؟ فرمود: «نه بلكه تكبّر نشناختن حق و تحقير مردم است.»«١٣٦» پس جمع ميان اين دو قول چگونه است؟
بايد بداند كه لازم نيست لباس خوب درباره هر كسى و در هر حالى نشانه تكبّر باشد و اين همان سخنى است كه پيامبر خدا (ص) بدان اشاره فرمود و در مورد حال ثابت بن قيس تعريف كرد آنگاه كه عرض كرد: من مردى هستم چنان كه ملاحظه مىفرماييد جمال و زيبايى را دوست دارم. پيامبر (ص) به او فهماند كه تمايل او به پاكيزگى و نيكويى لباس براى تكبّر بر ديگران نيست، چون لازمه آن تكبّر كردن نيست و گاه نشانه تكبّر است، چنان كه راضى بودن به لباس پست گاه نشانه تواضع است. پس هر گاه حالات منقسم شود، گفته حضرت عيسى (ع) در مورد بعضى از حالات است، علاوه بر اين كه «خيلاء القلب» به اين معناست كه گاهى لباس نيكو موجب تكبّر در دل مىشود و گفتار پيامبرمان (ص) اشاره به اين امر دارد: «انّه ليس من الكبر» يعنى تكبّر موجب نيكويى لباس نمىشود و ممكن است نيكويى لباس نيز موجب تكبّر نشود، ولى بعدها همان زيبايى لباس موجب تكبّر گردد. خلاصه در اين مورد حالات افراد گوناگون است و آنچه ستوده است رعايت حدّ وسط در لباس است كه موجب شهرت يافتن به پوشيدن لباس خوب و لباس بد نمىشود. پيامبر (ص) فرمود: «بخوريد و بنوشيد و بپوشيد و صدقه دهيد ولى اسراف نكنيد و تكبّر نورزيد.»«١٣٧» «همانا خدا دوست دارد كه نشان نعمت خود را در بندهاش ببيند.»«١٣٨»
«١٣٦» چند بار پيش از اين گذشت و آن ، حديث ثابت بن قيس است كه خواهد آمد.
«١٣٧» اين حديث را ابن ماجه (در سنن )، به شماره ٣٦٠٥، و نسائى از روايت عمرو بن شعيب از پدرش از جديش روايت كرده است .
«١٣٨» اين حديث را ترمذى روايت كرده و آن را از روايت عمرو بن شعيب از پدرش از جدش حسن دانسته است و در متن اين دو حديث را يك حديث قرار داده و همين درست است .