راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٣٧ - شرح چيزى كه به آن تكبّر مىشود
من طلب كنيد يا فردا نماز بخوانيد، زيرا به دلم خطور كرد كه در ميان مردم بهتر از من نيست.
هرگاه شخصى مانند خذيفه در امام نماند پس چگونه افراد ضعيف از متأخرّان اين امّت سالم خواهند ماند؟ پس چه كمياب است در روى زمين عالمى كه لايق باشد بر او نام عالم اطلاق شود، و علم در او ايجاد خودبينى و تكبّر نكند و اگر يافت شود صدّيق زمان خود خواهد بود، و نبايد از او جدا شد، بلكه نگاه كردن به او عبادت است چه رسد كه از احوال و انفاس (قدسيّه) او استفاده شود. اگر بدانيم كه چنين عالمى در دورترين نقاط چين است به اميد اين كه از بركت وجود او بهرهمند شويم و اخلاق و سيرت او در ما اثر كند لازم است به سوى او بشتابيم ولى چه دور است و كجا در آخر الزّمان نظير اين علما پديد مىآيند در حالى كه آنان صاحب اقبال و خداوندان دولتند و در قرن اوّل (هجرت) اين عالمان و علماى پس از آنان منقرض شدهاند، بلكه در زمان ما كمياب است عالمى كه براى از دست دادن اين خصلت متأسف و غمگين شود، چنين عالمى نيز يا نيست يا بسيار كمياب است و اگر مژده رسول خدا (ص) نبود كه فرموده است:
«بزودى زمانى بر مردم بيايد كه اگر به يك دهم آنچه شما بدان تمسّك جستهايد متمسّك شوند رهايى يابند»«١١٥» بر ما سزاوارتر بود كه خود را- پناه بر خدا- با اعمال بدى كه داريم در گودال نااميدى بيندازيم و نيز كجا مىتوانيم به يك دهم آنچه اصحاب پيامبر بدان تمسّك جستهاند تمسّك جوييم و اى كاش به يك صدم آن چنگ بزنيم.
پس از خداى متعال مىخواهيم آن گونه كه شايسته خود اوست با ما رفتار كند و اعمال زشت ما را به مقتضاى لطف و كرمش بپوشاند.
مرحله دوم عمل و عبادت است كه عابدان و زاهدان از صفت پست قدرت و تكبّر و جلب دلهاى مردم خالى نيستند و تكبّر در مورد دنيا و آخرت از آنها تراوش مىكند. امّا
«١١٥» اين حديث را احمد در مسند، ج ٥، ص ١٥٥، از حديث مردى از ابوذر روايت كرده است .