راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٣٠ - شرح حقيقت تكبّر و آفت آن
طلب كسى بودند كه در رياست بزرگتر از پيامبر باشد، زيرا گفتند: چگونه خدا پسرى يتيم را به سوى ما بر انگيخته است؟ پس خداى متعال فرمود: أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ«٩٧» و فرمود: لِيَقُولُوا أَ هؤُلاءِ من الله عَلَيْهِمْ من بَيْنِنا«٩٨». يعنى اين سخنان به قصد كوچك شمردن و بعيد دانستن تقدّم پيامبر بر آنان بود قريش به پيامبر گفتند: چگونه در مجلس تو بنشينم در حالى كه اين مسلمانان فقير در نزد تو هستند. پس قريش به سبب فقر مسلمانان به ديده تحقير به آنان مىنگريستند و از همنشينى با آنها تكبّر مىورزيدند.
از اين رو خداى متعال اين آيه را نازل كرد: وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ما عَلَيْكَ من حِسابِهِمْ من شَيْءٍ وَ ما من حِسابِكَ عَلَيْهِمْ من شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ من الظَّالِمِينَ.«٩٩»
و فرمود: وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا.«١٠٠»
سپس خداى متعال از تعجّب آنها هنگام ورود به دوزخ خبر داده است، چون كسانى را كه پس مىشمردند نديدند. پس گفتند: ما لَنا لا نَرى رِجالًا كُنَّا نَعُدُّهُمْ من الْأَشْرارِ.«١٠١» بعضى گفتهاند مقصود كفّار عمّار، بلال، صهيب و مقداد است.
پس بعضى از آنان كسانى بودند كه تكبّر مانع آنها از انديشيدن و شناخت شده و بر حق بودن پيامبر (ص) بر آنها مجهول ماند و بعضى حقانيّت پيامبر را دانسته و تكبّر مانع آنها از اعتراف به نبوّت او شد. خداى متعال مىفرمايد: فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا به.
و فرمود: وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا«١٠٢» و اين نوع تكبّر نزديك به تكبّر
«٩٧» زخرف / ٢٣: آيا آنها رحمت پروردگارت را تقسيم مى كنند؟
«٩٨» انعام / ٥٤: تا بگويند آيا اينها هستند كه خداوند از ميان ما (برگزيده و) بر آنها منّت گذارده .
«٩٩» انعام / ٥٣: آنها را كه صبح و شام خدا را مى خوانند و جز ذات پاك او نظرى ندارند، از خود دور مكن ، نه حساب آنها بر توست و نه حساب تو بر آنها اگر آنها را طرد كنى از ستمگران خواهى بود.
«١٠٠» كهف / ٢٩: هرگز چشمان خود را، به خاطر زينت هاى دنيا، از آنها بر مگير.
«١٠١» ص / ٦٢: چرا مردانى را كه ما از اشرار مى شمرديم (در اينجا، در آتش دوزخ ) نمى بينيم ؟
«١٠٢» نمل / ١٤: و آن را از روى ظلم و سركشى انكار كردند در حالى كه در دل به آن يقين داشتند.