راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٢٩ - شرح حقيقت تكبّر و آفت آن
مىدارد و بر اثر تكبّر در تاريكى جهل مىماند. پس از اطاعت (پيامبر) خوددارى مىكند، به اين گمان كه خود بر حق است و گاه با اين كه پيامبر را مىشناسد اطاعت نمىكند، زيرا نفسش او را براى اطاعت از حق و تواضع در برابر آن همراهى نمىكند چنان كه خداوند از قول كافران نقل مىكند: أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنا«٨٩» و إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا«٩٠» وَ لَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَراً مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ«٩١» وَ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ أَوْ نَرى رَبَّنا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا في أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبِيراً«٩٢» و قالوا لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيراً«٩٣» فرعون در آنچه خدا از قول او خبر داده گفته است: أَوْ جاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ«٩٤» و قال الله تعالى: وَ اسْتَكْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ في الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ«٩٥». پس او بر خداى متعال و تمام پيامبرانش تكبّر ورزيد. وهب گويد: موسى (ع) به فرعون گفت: اى فرعون ايمان بياور و سلطنتت از آن خودت باشد گفت: تا با هامان مشورت كنم، پس با هامان مشورت كرد و هامان به او گفت: در حالى كه خدايى هستى مورد پرستش، بندهاى پرستنده شدى و فرعون از بندگى خدا و پيروى موسى (ع) خوددارى كرد. قريش گفتند: لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ من الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ.«٩٦» قتاده گويد: منظور از بزرگ دو قريه وليد بن مغيره و ابو مسعود ثقفى بودند كه در
«٨٩» مؤ منون / ٤٩: آيا ما به دو انسان همانند خودمان ايمان بياوريم .
«٩٠» ابراهيم / ١١: شما انسان هايى همانند ما هستيد.
«٩١» مؤ منون / ٣٦: و اگر از بشرى همانند خودتان اطاعت كنيد مسلما زيانكاريد.
«٩٢» فرقان / ٢٢: و آنها كه اميدى به لقاى ما ندارند (و رستاخيز را منكرند) مى گويند: چرا فرشتگان بر ما نازل نمى شوند؟ و يا پروردگارمان را با چشم خود نمى بينيم ؟ آنها درباره خود تكبّر ورزيدند و طغيان بزرگى كردند.
«٩٣» فرقان / ٨: و گفتند: چرا فرشته اى بر او نازل نشده كه همراه وى مردم را انذار كند؟ (و گواه صدق دعوت او باشد).
«٩٤» زخرف / ٥٤: يا اين كه چرا فرشتگان همراه او نيامده اند؟ (تا گفتارش را تاءييد كند).
«٩٥» قصص / ٢٩: (سرانجام فرعون و لشكريانش بناحق در زمين استكبار كردند.
«٩٦» زخرف / ٣٢: چرا اين قرآن بر مرد بزرگى (مرد ثروتمندى ) از اين دو شهر (مكه و طائف ) نازل نشده است ؟!