راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٢٤ - شرح حقيقت تكبّر و آفت آن
و درجه خود را بالاتر از درجه ديگرى«٧٥» بداند و در اين سه اعتقاد خوى تكبّر در او تحقّق مىيابد نه اين كه فقط خود بزرگ ديدن تكبّر باشد، بلكه خود بزرگ ديدن با اين اعتقاد به برترى، در او نفوذ يافته از اين رو در قلبش آمادگى و تحريك و خوشحالى و اعتمادى به اعتقادش حاصل مىشود و در نفس او به سبب آن اعتقاد عزّتى پديد مىآيد.
پس آن عزّت و تحريك و اعتماد به اعتقاد خوى تكبّر است از اين رو پيامبر (ص) فرمود: «خدايا پناه مىبرم به تو از باد بزرگى و جبروت.»«٧٦» به همين جهت يكى از خلفاى پيامبر (ص) به كسى كه از او اجازه خواست تا بعد از نماز صبح مردم را موعظه كند، گفت: مىترسم چنان باد كنى تا به مرّيخ برسى و گويى انسان هر زمان خودش را به چشم بزرگى ببيند تكبّر و ياد كند و خود را عزيز شمارد. بنابراين تكبّر همان حالتى است كه از اين اعتقاد در نفس حاصل مىشود، و عزّت خودبزرگبينى نام دارد، از اين رو ابن عباس درباره آيه إِنْ في صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغِيهِ«٧٧» گفته است: به منظور عظمتى است كه به آن نرسيدهاند، پس تكبّر را به اين عظمت تفسير كرده است. سپس اين عزّت اعمالى را در ظاهر و باطن اقتضا مىكند كه از نتايج آن است و آن را تكبّر نامند، چون هرگاه خود را نسبت به ديگرى بزرگ بداند شخص پستتر از خود را كوچك مىشمارد و از خود دور مىسازد و خود را بالاتر از آن مىداند كه با او بنشيند و غذا بخورد و در صورتى كه تكبّرش زياد شود معتقد خواهد شد كه فرد پستتر بايد در برابرش بايستد و اگر تكبّرش بيشتر از آن شود از به خدمت گرفتن او خوددارى مىكند و او را شايسته نمىداند كه در برابرش بايستد و در مقابل آستانش خدمت كند و اگر پايينتر از اين
«٧٥» در اين سخن ايراد هست چون با گفتار امام صادق (ع ) مغايرت دارد كه فرمود: ما من رجل تكبر او تجبر الا الذلة وجدها فى نفسه ، هيچ مردى تكبر و ستم نكرد مگر به خاطر ذلتى كه در خود احساس مى كند)).
«٧٦» حديث پيش از اين گذشت .
«٧٧» مؤ من / ٥٦: در دل هايشان فقط كبر (و غرور) است ، و هرگز به منظور خود نخواهيد رسيد. (شماره ٥٨ اشتباه است . م -.)