راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٢٣ - شرح حقيقت تكبّر و آفت آن
قريش روزى در نزد سلمان (رض) تفاخر كردند. پس سلمان گفت: امّا من از نطفهاى پست آفريده شدهام سپس مردارى بوناك مىشوم. آنگاه در برابر ميزان عمل حاضر مىشوم. اگر ميزان سنگين باشد، من بزرگوارم و اگر سبك باشد من فرومايهام.
شرح حقيقت تكبّر و آفت آن
بايد دانست كه تكبّر به ظاهرى و باطنى تقسيم مىشود: تكبّر باطنى خويى است در نفس و تكبّر ظاهرى اعمالى است كه از اندامها صادر مىشود و ناميدن خوى باطنى به تكبّر سزاوارتر است. امّا اعمال بدنى نتايج آن خوى باطنى است و خوى تكبّر، سبب آن اعمال است از اين رو هرگاه اثر خوى باطنى در اندامها ظاهر مىشود گويند: تكبّر كرد و هرگاه ظاهر نشود گويند: در نفس او تكبّر است، پس اصل همان خوى نفسانى است و آن اطمينان و اعتماد به اين است كه متكبّر نفس خود را بالاتر از شخصى مىبيند كه نسبت به او تكبّر مىورزد، چون تكبّر دو طرف مىخواهد: شخصى كه بر او تكبّر شده و چيزى كه به آن تكبّر شده، و به همين جهت است كه تكبّر از خود پسندى جدا مىشود، چنان كه خواهد آمد زيرا خودپسندى فقط يك طرف دارد و آن شخص خودپسند است، بلكه اگر يك انسان تنها آفريده شود ممكن است خودپسند باشد ولى متكبّر بودنش ممكن نيست، مگر با ديگرى باشد در حالى كه او خود را در صفات كمال بالاتر از آن ديگرى بداند، در آن هنگام متكبّر است و در متكبّر بودن كافى نيست كه خود را بزرگ بداند، زيرا گاه خود را بزرگ مىداند ولى ديگرى را بزرگتر از خود يا مانند خود مىداند. پس بر او تكبّر نكرده است و كوچك شمردن ديگرى در متكبّر بودن او كافى نيست، زيرا با اين حال اگر خود را كوچكتر بداند متكبّر نيست و اگر ديگرى را مانند خود هم بداند متكبّر نيست، بلكه بايد براى خود درجهاى و براى ديگرى درجهاى قائل باشد.