راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٨٩ - ترك عبادات از بيم ريا و داخل شدن در آفتها
صورت پنهان بودن از چشم گريهكنندگان چنين حالتى را در خود نمىيابد و تباكى او در حالت ديدن آنها از بيم آن است كه بگويند فلانى سنگدل است تباكى نكردن شايسته است.
لقمان به پسرش گفت: به مردم وانمود مكن كه از خدا مىترسى بدين منظور كه تو را محترم بدارند، در حالى كه دلت گنهكار است.
همچنين فرياد و ناله كردن و آه كشيدن در هنگام تلاوت قرآن يا موعظه يا بعضى از حالات ديگر گاه از روى صداقت و اندوه و ترس و پشيمانى و تأسف است و گاه به خاطر ديدن اندوه ديگران و سنگدل بودن خويش است. از اين رو خود را به ناله و آه وامىدارد و اظهار غم مىكند و اين ستوده است. گاهى به همراه اين حالت به آه و ناله و گريه مايل مىشود تا دليل بر بسيارى اندوه او باشد و بدان مشهور شود. پس اگر تنها انگيزهاش همين باشد ريا خواهد بود اگر چه با انگيزه اندوه مقارن باشد و اگر از آن انگيزه خوددارى كند و نپذيرد گريه و تباكى او سالم است و اگر انگيزه ريا را بپذيرد و دل او به آن اعتماد كند اجر و تلاش او ضايع شده و با آن عمل خود را در معرض خشم خدا قرار داده است. و گاه اصل ناله از اندوه است ولى ناله را مىكشد و بر موج صدا مىافزايد، اين زيادتى ريا مىباشد و آن ممنوع است زيرا در حكم اين است كه از اول قصد ريا داشته و گاه بنده چنان از ترس به هيجان مىآيد كه نمىتواند خود را نگاهدارد ولى ريا به دلش خطور مىكند و آن را مىپذيرد و براى اين كه به اندوه بيشتر فرا بخواند صدا را بلند مىكند. يا اشك خود را به ريا بر روى صورت نگاه مىدارد. همچنان گاه موعظه را مىشنود و از ترس، قوايش ضعيف مىشود و مىافتد و از آن شرم دارد كه بگويند: بدون اين كه بىهوش شود و يا حالتى سخت به او دست دهد افتاده است پس بزحمت داد مىزند تا نشان دهد كه بر اثر غش كردن افتاده است و گاه افتادن و بىهوش شدنش در آغاز كار واقعيت دارد. ولى زود به هوش مىآيد، اما بىتابى مىكند كه