راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٤٧ - درمان ريا و راه درمان قلب در ريا
در پيشگاه خدا مورد خشم باشد بر آن نمىافزايد. بنابراين تمام بندگان ناتوان هستند و سود و زيان و مرگ و زندگى و برانگيخته شدن در قيامت به اختيار آنها نيست و چون ضرر اين انگيزههاى ريا در دلش استوار شود و تمايلش به آنها سست شود و دلش به خدا روى بياورد زيرا خردمند به چيزى كه بسيار ضرر دارد و نفعش كم است رغبت نمىكند و همين او را بس است كه اگر مردم از قصد رياى درونى و اخلاص ظاهرى او آگاه شوند او را دشمن
مىدارند و بزودى خدا رازش را برملا مىسازد تا مردم او را دشمن بدارند و او را به مردم مىشناساند كه رياكار است و در پيشگاه خدا مبغوض در حالى كه اگر براى خدا مخلص باشد خدا اخلاص او را براى مردم آشكار سازد و محبوب مردم قرارش دهد و مردم را مسخّر او سازد و زبانشان را به ستايش او بگشايد، با آن كه در ستايش مردم كمالى نيست و در نكوهش آنها نقصانى، چنان كه شاعرى از بنى تميم گفته است:
انّ مدحى زين. و انّ ذمّى شين.«٩٣»
پيامبر خدا (ص) به او فرمود: «دروغ مىگويى، آن خداى يكتاست»«٩٤» زيرا هيچ زينتى جز در مدحش نيست و هيچ ننگى جز در نكوهشش براى تو در ستايش مردم چه خيرى است در حالى كه در پيشگاه خدا نكوهيده و اهل دوزخ باشى، و در نكوهش مردم براى تو چه شرّى است در حالى كه در پيشگاه خدا ستوده و در زمره مقرّبان باشى. پس هر كس آخرت و نعمتهاى جاويد و منزلتهاى بلند در پيشگاه خدا را در قلبش حاضر سازد آنچه به مردم تعلّق دارد در ايام زندگى با همه تيرگيها و منّتها در نظرش پست و حقير آيد و تمام همّتش را جمع و قلبش را به خدا متوجّه مىسازد و از ذلّت ريا و آزار دادن دلهاى
«٩٣» اين حديث را نسائى در (سنن )، ج ٦، ص ٢٤، از حديث عبادة بن صامت روايت كرده است . ٢٩٢- همانا ستايش من موجب زينت (ستايشگر) است و نكوهش من (براى نكوهشگر) عيب است .
«٩٤» اين حديث را احمد در (مسند)، ج ٣، ص ٤٨٨، از حديث اقرع بن حابس كه گوينده اين گفتار است روايت كرده است . عراقى گويد: رجال حديث ثقه اند جز اين كه از اعرق ، ابوسلمة بن عبدالرحمن روايت كرده و من مطمئن نيستم كه او را از اعرق شنيده باشد. همين حديث را ترمذى از حديث براء روايت كرده و با لفظ فقال رجل : ان حمدى آن را حسن شمرده است .