راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٢٧ - بخش دوّم ريا در اوصاف عبادات است نه اصول آن و اين نيز سه درجه دارد
حرام است.
٢- اين كه بگويد: من در نيك انجام دادن ركوع و سجود نمىتوانم اخلاص داشته باشم و اگر نمازم را سبك بخوانم در پيشگاه خدا ناقص خواهد بود و مردم با نكوهش و غيبت خود مرا مىآزارند و با نيك انجام دادن هيأت نماز نكوهش آنها دفع مىشود و اميد به ثواب هم ندارد پس اين بهتر از آن است كه خوب خواندن نماز را ترك كنم و در نتيجه هم ثواب از دست برود و هم مورد نكوهش باشم. در اين سخن كمى تأمّل است. و صحيح آن است كه بر اين شخص واجب است كه خوب نماز بگزارد و خلوص داشته باشد. و اگر نتواند نيّت خود را خالص سازد شايسته است كه در خلوت عادت خود را استمرار بخشد و نبايد نكوهش (مردم) را با رياكارى در بندگى خدا دفع كند، چرا كه اين عمل چنان كه پيش از اين گفتيم استهزا نسبت به خداست.
درجه دوّم ريا در عملى است كه اگر ترك آن كند نقصانى حاصل نمىشود، ولى انجام آن مكمّل عبادت اوست مانند طول دادن ركوع و سجود و كشيدن بدن در وقت قيام و نيكو ساختن هيأت در حال نماز و بلند كردن دستها و شتافتن براى اداى تكبير نخستين و اعتدال را نيكو ساختن و در قرائت، خواندن بيش از سورهاى كه معمول است و نيز بسيار خلوت كردن در ماه رمضان و سكوت طولانى و انتخاب بهترين جنس در پرداخت زكات و آزاد سازى غلام گرانبها براى كفّاره، تمام اينها از مواردى است كه اگر تنها باشد آنها را انجام نمىدهند.
درجه سوّم آن است كه در كارهاى زايدى كه حتى جزء مستحبّات هم نيست ريا كند، مانند حاضر شدن در جماعت پيش از مردم به قصد قرار گرفتن در صف اوّل و سمت راست امام و نظاير آن و تمام اين امور از مواردى است كه خدا مىداند اگر تنها باشد اهميّت نمىدهد كه كجا بايستد و نماز بگزارد. اين بود درجات ريا نسبت به آنچه مورد ريا واقع مىشود و بعضى از آن مبغوضتر از ديگرى است و تمام اقسامش