راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٩٢ - درمان بيزارى از نكوهش
اگر راستگوست و قصد خيرخواهى دارد شايسته نيست كه او را ملامت كنى و بر او خشمگين شوى و كينهاش را به دل بگيرى، بلكه شايسته است كه منّت او را بپذيرى، چرا كه هر كس عيبهايت را به تو بگويد تو را به (خصلت) نابود كنندهاى توجّه داده تا از آن بپرهيزى و شايسته است از آن نكوهش شاد شوى و آن صفت نكوهيده را در صورت امكان از نفس خويش بزدايى. اگر به سبب آن نكوهش غمگين و ناراحت شوى و نكوهشگر را ملامت كنى، كمال نادانى است. و اگر قصد ملامتگر سرزنش باشد، از گفتهاش بهره مىبرى چون تو را از عيبت آگاه كرده كه ممكن است از آن بىخبر بودهاى و اگر از آن غفلت داشتى عيبت را به يادت آورده است، يا در چشم تو زشت نشان داده تا بر زدودن آن حريص شوى، اگر آن را نيكو مىدانستى. تمام اينها عوامل خوشبختى تو است كه از ملامتگر استفاده كردهاى. بنابراين سرگرم سعادت طلبى شو كه اسباب آن به سبب شنيدن نكوهش نكوهشگر برايت فراهم آمده است. مثلا هرگاه بخواهى بر شاه وارد شوى در حالى كه جامهات آلوده به كثافت باشد و خودت نمىدانى و اگر به آن حال بر سلطان وارد شوى بيم آن دارى كه به خاطر آلوده ساختن مجلس، گردنت را بزند و گويندهاى به تو گويد: اى كسى كه به كثافت آلودهاى خود را پاك كن، شايسته است از آن سخن شاد شوى زيرا آگاه شدن تو از گفته آن شخص برايت غنيمتى است كه تمام خوهاى بد در آخرت هلاك كننده است و آدمى آن بديها را از گفته دشمنان خود مىشنود و شايسته است آن را مغتنم بشمارد. امّا اين كه دشمن قصد سرزنش دارد ظلمى است كه به دين خود كرده و نعمتى است كه از او به تو مىرسد پس چرا از گفتهاى كه بهره مىبرى و گوينده زيان مىبرد بر او خشمگين شوى؟
حالت سوّم: تهمتى به تو بزند كه در پيشگاه خدا از آن برى هستى، در اين صورت شايسته است كه از آن دلگير و سرگرم نكوهش نكوهشگر نشوى بلكه به سه چيز بينديشى: