راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٨٦ - شرح درمان جاه دوستى
از ديگها در جوشيدن خود زير و رو مىشود در نتيجه جاه و مقام همچنان ميان روى آوردن و روى گرداندن دلها در رفت و آمد است، و هر چه بر روى دلهاى مردم پايه گذارى شود شبيه ساختمانى است كه بر روى موجهاى دريا ساخته شود كه دوام و ثبات ندارد و سرگرمى به جلب دلها و حفظ مقام و دفع كردن آزار دشمنان، بازماندن از راه خداست و موجب قرار گرفتن در معرض خشم او در دنيا و آخرت است. تمام اين امور رنجهايى در دنيا است كه لذّت جاه را تيره مىسازد و در دنيا نيز اميدش با ترسش برابرى نمىكند چه رسد به آنچه از آخرت از دست مىدهد. به اين دليل شايسته است كه بينش ضعيف را درمان كند، امّا كسى كه تيزبين و ايمانش قوى باشد به دنيا توجّه نمىكند. اين درمان از لحاظ علم و آگاهى است.
امّا از لحاظ عمل (درمان) به اين است كه خود را از دلهاى مردم بيندازد و كارهايى انجام دهد كه بر آن نكوهش شود تا از چشمان مردم بيفتد و از لذّت مقبول مردم بودن محروم شود و به گمنامى خو بگيرد و مخلوق را رد كند و به مقبول بودن در نزد خدا قانع شود و اين روش ملامتيّه است، زيرا آنان به ظاهر مرتكب گناهان مىشوند تا از چشم مردم بيفتند و از آفت جاه و مقام در امان بمانند، اين عمل بر افرادى كه مقتدايند جايز نيست، چون دين را در دلهاى مردم سبك مىسازد همچنين براى افرادى كه مقتداى ديگران نيستند جايز نيست كه براى افتادن از چشم مردم به عمل ممنوعى اقدام كنند، بلكه مىتوانند كارهاى مباحى را انجام دهند كه از ارزش آنان در نزد مردم بكاهد چنان كه روايت شده كه يكى از شاهان آهنگ ديدار زاهدى كرد چون زاهد از نزديك شدن سلطان آگاه شد غذا و سبزى خواست و با حرص و طمع به خوردن شروع كرد و لقمههاى بزرگ برمىداشت و چون شاه به او نگريست زاهد از چشم او افتاد و برگشت. پس زاهد گفت: سپاس خدا را كه تو را از من برگردانيد بعضى از زاهدان نوشيدنى حلال را در جامى مىنوشيدند كه به رنگ شراب بود تا ديگران چنان پندارند كه آنها شراب