راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٧٧ - كمال حقيقى و كمال خيالى
با مغلوب ساختن حشمت، و بر اموال به وسيله گستردگى ثروت، و بر احترام دلها به گسترش مقام و موقعيت كمال است، و چون به كمال بودن آن معتقدند آن را دوست دارند و چون دوست دارند آن را مىطلبند و به آن سرگرم مىشوند و به هلاكت مىرسند و كمال حقيقى يعنى علم و آزادگى را كه موجب نزديكى به خدا و فرشتگان است از ياد مىبرند. امّا در (كمال بودن) علم چنان كه ياد كرديم موجب شناخت خداست و كمال بودن آزادگى به رهايى آدمى از اسارت تمايلات و غمهاى دنيا و تسلّط بر شهوات، با غلبه بر آنهاست از باب شباهت به فرشتگان كه شهوت آنها را پريشان و خشم آنها را سرگشته نمىسازد. بنابراين دور كردن آثار خشم و شهوت از نفس، كمالى است كه از صفات فرشتگان است، و محال بودن دگرگونى و تأثير پذيرى از صفات كماليه خداست، بنابراين هر كس از دگرگونى و تأثير پذيرى عوارض دورتر باشد به خدا نزديكتر و به فرشتگان شبيهتر و مقامش در پيشگاه خدا بالاتر است. اين سومّين كمال است و غير از كمال علم و قدرت است، و دليل ذكر نكردن آن در اقسام كمال اين است كه حقيقت اين كمال به عدم و نقصان برمىگردد و دگرگونى نقصان است، زيرا عبارت از نداشتن صفتى است كه وجود دارد و نيز نابودى آن است و هلاكت و نابودى در صفات كمال و لذّتها نقصان است. در اين صورت اگر دگرگون نشدن به وسيله شهوتها و اطاعت نكردن از آنها را مانند كمال علم و حريّت، كمال بدانيم كمالات سه قسم مىشود. مقصود از كمال بودن حريّت اين است كه انسان شهوت پرست نباشد و به اسباب دنيوى تمايل نشان ندهد و كمال قدرت راهى براى بنده به كسب كمال علم و كمال حريّت است و آدمى پس از مرگ راهى براى كسب قدرت ماندنى ندارد، زيرا با مردن تسلّطش بر اموال و مسخّر ساختن دلها و بدنها قطع مىشود ولى خداشناسى و آزادگىاش با مرگ نابود نمىشود بلكه به صورت يك كمال در او باقى مىماند و وسيلهاى براى نزديكى به خداى متعال است.