راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٣٤ - در نكوهش ثروت و ستايش فقر
نفريبند، زيرا دوستان شيطان در مورد دنيا همچون سگان به جان يكديگر مىافتند سپس براى خودشان دلايل و عذرهايى مىتراشند و معتقدند كه براى اصحاب حضرت محمد (ص) مالهايى بوده. پس آنهايى را كه با نام صحابه فريب مىخورند با ذكر آنها مىآرايند تا مردم در جمع كردن مال آنها را معذور بدارند، در حالى كه شيطان آنها را فريفته است و خود نمىدانند. واى بر تو اى فريفته كه گمان دارى جمع كردن مال حلال برتر از جمع نكردن آن است، با اين كه مىدانى محمد (ص) و پيامبران خدا ميلشان به دنيا كم بود و به اين كار يعنى جمع مال كه تو و يارانت به آن مايليد، بىميل بودند. تو با اين عمل خود آنها را تحقير كرده و به جهل نسبت دادهاى چون آنها مانند تو مال جمع نكردند، و هرگاه گمان كنى كه جمع كردن مال حلال برتر از ترك آن است. با اين گمان خود پنداشتهاى كه پيامبر خدا (ص) خير خواهى امّت نكرده، چرا كه آنها را از جمع كردن مال حلال نهى فرموده اين كه مىدانسته جمع كردن مال به صلاح و خير امّت است. پس به گمان تو پيامبر به امّت خيانت كرده. چون آنها را از اين كار نهى فرموده است. سوگند به پروردگار آسمان كه بر پيامبر دروغ بستى، زيرا پيامبر (ص) خيرخواه امّت و نسبت به آنها دلسوز و مهربان بوده است. و هرگاه گمان كنى كه جمع كردن مال براى آنها خوب است يا گمان كنى كه خداوند نمىدانسته كه جمع كردن مال فضيلت دارد، از اين رو انسانها را از آن نهى كرده و تو از خوبى و برترى مال آگاهى از اين رو به افزونطلبى رغبت كردى، در صورت چنين پندارى گويا تو به مواضع خوبى و فضيلت از پروردگارت داناترى در حالى كه خداوند برتر از اين نادانيهاى توست. اى فريفته بينديش در آنچه شيطان تو را فريب داده آنگاه كه استدلال به مال صحابه را برايت آراسته است واى بر تو استدلال به مال عبد الرّحمن بن عوف سودى به حالت ندارد. شايد ابن عوف در قيامت دوست بدارد كه در دنيا جز به اندازه خوراكش به او داده نمىشد. به من خبر رسيده كه چون عبد الرّحمن بن عوف