راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٣٣ - در نكوهش ثروت و ستايش فقر
شما تا كى راه را براى آنها كه در شب راه مىروند وصف مىكنيد و خود در جاى حيرت زدگان مىايستيد؟ گويى شما اهل دنيا را دعوت مىكنيد تا دنيا را براى شما بگذارند. آرام باشيد، آرام! واى بر شما، خانه تاريك را چه چيز روشن مىكند كه چراغ روى خانه نهاده در حالى كه درونش خراب و تاريك است. همچنين براى شما كافى نيست كه نور دانش در دهنهايتان باشد، حال آن كه دلهايتان از آن خالى و معطّل است.
اى بندگان دنيا به مانند بندگان پرهيزگار هستيد و نه مانند آزادگان بزرگوار. نزديك است كه دنيا شما را ريشه كن سازد و شما را برو در خاك بيفكند: آنگاه گناهانتان موهاى بالاى پيشانيهايتان را مىگيرد سپس علم شما را از پشت سر بلند مىكند تا برهنه و تنها به خداوند ديّان تسليم كند.«١٣٩» پس خداوند شما را از بديهايتان آگاه مىسازد و در برابر كارهاى بدتان كيفرتان مىدهد.
آنگاه حارث مىگويد: برادرانم، اين دانشمندان بد شيطانهاى انسى و موجب گرفتارى مردمند آنها به كالاى دنيا و بلندى مقام آن ميل كردند و آن را بر آخرت ترجيح دادند و دين را براى دنيا خوار ساختند، از اين رو آنها در دنيا موجب ننگ و در آخرت زيانكارند. يا اين كه خداوند كريم به احسان خود ببخشد. پس از اين سخنان من معتقدم شخص هلاك شوندهاى كه دنيا را بر آخرت ترجيح داده شادمانىاش آميخته با تيرگى است و از دنيا انواع غمها و گناهان منشعب مىشود و عاقبت، وى را نابود و فانى مىسازد. شخص هالك به اميدش شاد است و دنيايش برايش باقى نمىماند و دينش برايش سالم نمىماند در دنيا و آخرت زيانكار است و اين زيانى آشكار است.
پس به چه مصيبت بزرگى و بلاى عظيمى گرفتار شده است! برادرانم خدا را در نظر بگيريد و شيطان و دوستان انسى او شما را با دلايلى كه در پيشگاه خدا باطل است
«١٣٩» اين حديث را ابن شعبه در التحف ، با كمى اختلاف نقل كرده است و در آن حتّى يسلماكم آمده يعنى گناهان پيشانى گنهكاران را مى گيرد، و علم از پشت سر مى گيرد تا آنان را به خداوند تسليم كنند.