ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩١ - فتنه اى كه در دوران زمامدارى امير المؤمنين بوجود آمده بود
هيچ جاى ترديدى نيست كه اين اقدامات براى كسانى كه از آن قضايا استفادهها داشتند و موضع خود را با آنها تثبيت كرده بودند ، سخت نگران كننده بود ، لذا آن قضايا را كه با نظريات شخصى گردانندگان اجتماعى پيش از دوران على ( ع ) ، به وجود آمده بود ، حق جلوه مى دادند و حقى را كه على ( ع ) مطرح و اجرا ميكرد ، باطل قلمداد مى كردند .
مسلم است كه اين گونه ابهام انگيز نمودن واقعيات به وسيلهء سودجويان و مقام پرستان ، مى تواند براى مردم معمولى فتنههاى بسيار تاريك و اضطراب انگيزى به وجود بياورد .
عامل اصلى آزمايش مردم در چنان جامعه اى طرفدارى سخت و بى مسامحهء امير المؤمنين از حق و تنفر او از باطل بوده است كه بهيچ وجه سستى در آن طرفدارى و تنفر را به خود راه نمى داد .
بهترين دليل اين مدّعا كه عوامل فتنه و گردانندگان آنها سود جويان و مقام پرستان ، بودند ، اعتراف خود طلحه و زبير است كه در مباحث گذشته ملاحظه نموديم و ديديم كه اين دو مرد صراحتاً رياست طلبى خود را در برابر امير المؤمنين ابراز كردند .
همچنين سرگذشت معاويه و اخلالگرىهاى او بوسيلهء فتنه هايى كه در حكومت آن حضرت براه انداخته بود ، بقدرى روشن است كه مى توان گفت : معاويه تا آخرين نفس امير المؤمنين ( ع ) كارى ديگر جز بوجود آوردن فتنههاى رنگارنگ ، نداشت ، امّا در اين فتنهها به عادلترين مرد تاريخ چه مى گذشت و ايده آلترين انسان چقدر رنج مى برد و چه خونهاى بيگناه بزمين ريخته مى شد و چه حقها كه نابود و باطلها كه زنده مى گشت و چه سرنوشت بدى را براى جوامع اسلامى بلكه براى جامعهء بشريت پىريزى مى كرد معاويه كارى با اينها نداشت ، زيرا كار او تنها بوجود آوردن بهترين مثال براى خودخواهى بنيان كن انسانيت منحصر بود . تتمهء اين مبحث را در تفسير موضوعى فتنهها خواهيم ديد .