ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٢ - عدالت در جهان هستى
با ساير اجزاء نشان نمى دهد ، اين جهان جلوه گاه عدالت بزرگ است . اينست معناى : ( وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَعَدْلًا ) [١] .
( و مشيت پروردگار تو با صدق و عدالت بجريان افتاده است ) .
اين عدالت را مى توانيم عدالت وجودى يا عدالت فلسفى بناميم . نكتهء بسيار مهمى را كه در پايان اين مبحث متذكر مى شويم ، اينست كه : بدانجهت كه در تعريف عدالت « رفتار مطابق قانون » را انتخاب كرديم ، لازم است بدانيم كه مشيت و فعل خداوندى فوق قوانينى است كه ما از جهان درك مى كنيم و يا از معلومات و خواستههاى خود انتزاع مى كنيم .
بعبارت روشنتر عدالت خداوندى رفتار مطابق قوانينى كه ما از پديدهها و روابط جهان هستى با معلومات و خواستههاى محدود خود ، درك و انتزاع مى كنيم ، نمى باشد ، بلكه عدالت خداوندى عبارت از رفتار مطابق حكمت متعالى ربوبى خود .
با توجه به اين نكتهء بسيار مهم است كه همهء اشكالات و ابهامهايى كه گروه زيادى از مردم را در بارهء عدالت خداوندى ، در خود غوطه ور ساخته است ، بكلى مرتفع مى گردند .
براى روشن شدن مطلب ، اين مثال را در نظر بگيريم : اگر ما بخواهيم عدالت الهى را مطابق قانون خواستههاى خود منظور نماييم ، بايستى خداوند انسانها را بطورى بيافريند كه انسانها در همان لحظه اى كه از شكم مادر بيرون مى آيند ، اين مختصات را با خود بياورند : زيبايى حضرت يوسف [ اگر مرد باشند ] زيبايى كلئوپاتره [ اگر زن باشند ] ثروتى پايان ناپذير بطورى كه با بروز كمترين ميلى بيك خواسته شده ، فورا در اختيار آنان قرار بگيرد قدرتى كه اگر بخواهند يك كهكشان را با يكدست و كهكشان ديگرى را با دست ديگر بردارند و دور خود چرخ بزنند ، بتوانند
[١] الانعام آيهء ١١٥ .