ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١١ - خداوند عامل ظلم نيست
انسانهائى كه در آن زندگى مى كنند ، بجهت ناآشنايى با هدف حيات ، در زندگى از « خود بيگانه » حركت نمايند .
خداوند عامل ظلم نيست البته تاكنون هيچ متفكر و جهان بينى را سراغ نداريم كه بگويد : خدا ظلم مى كند ، ولى گاهى بىپروائىهايى از بعضى اشخاص در تفسير حيات انسانها ديده مى شود كه بطور غير مستقيم ، بدبختىها و تباهىهاى فردى يا اجتماعى را به خدا نسبت مى دهد يكى از دوستان دانشمند ما از يك ساده لوحى نقل مى كرد كه گفته بود : « من امر خلقت را از خدا نمى بخشم » آيا اين شخص معناى « من » و « خلقت » و « خدا » و « بخشش » را فهميده بود آيا لحظه اى در اين انديشيده بود كه بىنيازترين موجود ، چه احتياجى به خلقت داشت كه آن را بوجود بياورد و بجريان بياندازد و در معرض قضاوت لايب نيتز و اين ساده لوح قرار بدهد كه خوب ، بفرماييد ببينم : اين امر خلقت را كه بجريان انداختهام مى پسنديد يا نه تا لايب نيتز بگويد : بلى ، من موافقم ، زيرا بهترين خلقتى كه تصور شود همين است . آن آقاى ساده لوح هم بگويد : نه هرگز ، اين خلقت درست نيست و من آن را نمى بخشم در اين اثبات و نفىها مورچگانى كه در توى توپ فوتبال ميدان حيات زير پاى قوانين هستى باين سو و آن سو مى غلطند چه منطقى دارند ، خودشان بهتر مى دانند . داستان كوتاهى از فرزند جلال الدين محمد مولوى نقل شده است كه ما مضمون آن را در اينجا مى آوريم : مى گويد : شبى مولانا نشسته بود ، شخصى از در در آمد و سلام كرد و نشست و بمولانا گفت : ديشب بسى انديشيدم .
مولانا فرمود :